بسم رب الحیدر
با سلام خدمت تمامی دوستان و بازدید کنندگان
به نظر شما بزرگواران با توجه به مشکلات پیش آمده برای بنده ی حقیر ادامه ی کار و ارائه ی مطالب مستند به صلاح بنده هست یانه؟
منتظر پاسخ و راهنمائی های شما عزیزان هستم
تا دم لحد - یا علی مدد
بسم رب الحیدر
طرح شبهه:
طبق روایت هاى متواتر سنى وشیعه، فاطمه رضى الله عنها نخستین فرد از اهل بیت بود که پس از رحلت رسول خدا (ص) به آن حضرت ملحق شد.
از طرف دیگر طبق ادعاى شیعه، محسن شهید، برادر حسن وحسین وپسر حضرت فاطمه علیهم السلام مىباشد؛ یعنى او از اهل بیت است؛ ولى او زودتر از مادرش از دنیا رفته است.
آیا رسول الله (نعوذ بالله) اشتباه گفته است، یا اصلا محسنى در کار نبوده؟
این که حضرت محسن علیه السلام به شهادت رسیده قطعى است. روایات فراوانى در کتابهاى شیعه و سنى این مطلب را تأیید مىکند که انشاء الله در مقاله جداگانهاى مصادر آن از نظر خوانندگان عزیز خواهد گذشت.
و از سوى دیگر همان طور که شما اشاره کردید، این مطلب که حضرت زهرا نخستین کس از اهل بیت آن حضرت بود که به رسول اکرم ملحق شد، قطعى است؛ اما چگونه مىتوان تعارض مورد نظر را رفع کرد، در پاسخ مىگوییم:
در تمام این روایات از کلمه «اهل بیت» استفاده شده است و پیامبر مىفرماید « تو نخستین کس از «اهل بیت» من هستى که به من ملحق خواهى شد» و اهل بیت در سخن پیامبر، به کسانى اطلاق مىشود که خداوند طبق آیه تطهیر آنها را از هر گونه رجس و پلیدى پاک کرده است و رسول خدا صلى الله علیه وآله نیز با کشیدن کساء بر سر حضرت علی، فاطمه زهرا، امام حسن و امام حسین علیهم السلام، در حقیقت کلمه اهل بیت را تفسیر وآن را در همین افراد منحصر کرده است.
این مطلب با بیش از هفتاد روایتى که فقط در کتابهاى اهل سنت وجود دارد، قابل اثبات است.
از این رو، کلمه اهل بیت، فقط شامل اصحاب کساء که در زمان رسول خدا صلى الله علیه وآله حضور داشتهاند مىشود و شامل فرد دیگرى از جمله، حضرت محسن، حضرت زینب و... و نیز شامل زنان پیامبر و یا هر شخص دیگرى نخواهد شد.
بنابراین حضرت زهرا سلام الله علیها نخستین فرد از اهل بیت پیامبر بود که با ضربه عمر بن خطاب به شهادت رسید و به پدر بزرگوارش ملحق شد؛ پس هیچ تعارضى وجود نخواهد داشت.
اما روایاتى که حضرت رسول صلى الله علیه وآله به حضرت زهرا سلام الله علیها بشارت داد، از قرار ذیل است، که به جهت اختصار فقط به چند روایت از کتابهاى شیعه و سنى بسنده مىکنیم:
مرحوم شیخ مفید مىنویسد:
فَجَاءَتِ الرِّوَایَةُ أَنَّهُ قِیلَ لِفَاطِمَةَ (علیها السلام) مَا الَّذِی أَسَرَّ إِلَیْکِ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) فَسُرِیَ عَنْکِ مَا کُنْتِ عَلَیْهِ مِنَ الْحَزَنِ وَ الْقَلَقِ بِوَفَاتِهِ قَالَتْ إِنَّهُ خَبَّرَنِی أَنَّنِی أَوَّلُ أَهْلِ بَیْتِهِ لُحُوقاً بِهِ وَ أَنَّهُ لَنْ تَطُولَ الْمُدَّةُ بِی بَعْدَهُ حَتَّى أُدْرِکَهُ فَسُرِیَ ذَلِکَ عَنِّی.
روایت چنین است که از فاطمه سلام الله علیها پرسیده شد: رسول خدا صلى الله علیه وآله با تو چه رازى گفت که اندوه وفات او از دلت رفت و از اضطرابت کاسته شد و صورتت برافروخته گردید؟ فرمود: رسول خدا صلى الله علیه وآله به من خبر داد: "تو نخستین کس از «اهل بیت» من هستى که به من ملحق خواهى شد و ماندن تو پس از من بطول نمىانجامد".
این خبر مرا خوشحال کرد و اندوه من برطرف گردید.
الشیخ المفید، محمد بن محمد بن النعمان ابن المعلم أبی عبد الله العکبری، البغدادی (متوفای413 هـ)، الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج1، ص187، تحقیق: مؤسسة آل البیت علیهم السلام لتحقیق التراث، ناشر: دار المفید للطباعة والنشر والتوزیع - بیروت - لبنان، الطبعة: الثانیة، 1414هـ - 1993 م.
المجلسی، علامه شیخ محمد باقر (متوفای1111هـ) بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج 22، ص 470، ناشر: مؤسسة الوفاء - بیروت، الطبعة: الثانیة المصححة، 1403هـ - 1983 م
ابن جریر طبرى شیعى نیز مىنویسد:
عن أبی بصیر، عن أبی عبد الله ( علیه السلام )، قال: لما قبض رسول الله ( صلى الله علیه وآله ) ما ترک إلا الثقلین، کتاب الله وعترته أهل بیته، وکان قد أسر إلى فاطمة ( صلوات الله علیها ) أنها لاحقة به، وأنها أول أهل بیته لحوقا.
امام صادق علیه السلام فرمود: پیامبر هنگامى که از دنیا رفت، دو یار و گوهر ارزنده باقى گذاشت، یکى کتاب خدا و دیگرى عترت و اهل بیتش، و به فاطمه فرمود: تو به من ملحق مىشوی؛ از این رو، نخستین شخص از اهل بیت که به آن حضرت پیوست، فاطمه بود.
الطبری، الشیخ أبی جعفر محمد بن جریر بن رستم (متوفای ق4)، دلائل الإمامة، ص131، تحقیق قسم الدراسات الإسلامیة مؤسسة البعثة، ناشر: مرکز الطباعة والنشر فی مؤسسة البعثة ـ قم، الطبعة الأولی، 1413هـ.
در کتابهاى اهل سنت نیز این مطلب دیده مىشود.
محمد بن اسماعیل بخارى مىنویسد:
حَدَّثَنَا أَبُو نُعَیْمٍ حَدَّثَنَا زَکَرِیَّاءُ عَنْ فِرَاسٍ عَنْ عَامِرٍ الشَّعْبِیِّ عَنْ مَسْرُوقٍ عَنْ عَائِشَةَ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهَا قَالَتْ أَقْبَلَتْ فَاطِمَةُ تَمْشِی کَأَنَّ مِشْیَتَهَا مَشْیُ النَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فَقَالَ النَّبِیُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ مَرْحَبًا بِابْنَتِی ثُمَّ أَجْلَسَهَا عَنْ یَمِینِهِ أَوْ عَنْ شِمَالِهِ ثُمَّ أَسَرَّ إِلَیْهَا حَدِیثًا فَبَکَتْ فَقُلْتُ لَهَا لِمَ تَبْکِینَ ثُمَّ أَسَرَّ إِلَیْهَا حَدِیثًا فَضَحِکَتْ فَقُلْتُ مَا رَأَیْتُ کَالْیَوْمِ فَرَحًا أَقْرَبَ مِنْ حُزْنٍ فَسَأَلْتُهَا عَمَّا قَالَ فَقَالَتْ مَا کُنْتُ لِأُفْشِیَ سِرَّ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ حَتَّى قُبِضَ النَّبِیُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فَسَأَلْتُهَا فَقَالَتْ أَسَرَّ إِلَیَّ إِنَّ جِبْرِیلَ کَانَ یُعَارِضُنِی الْقُرْآنَ کُلَّ سَنَةٍ مَرَّةً وَإِنَّهُ عَارَضَنِی الْعَامَ مَرَّتَیْنِ وَلا أُرَاهُ إِلا حَضَرَ أَجَلِی وَإِنَّکِ أَوَّلُ أَهْلِ بَیْتِی لَحَاقًا بِی فَبَکَیْتُ فَقَالَ أَمَا تَرْضَیْنَ أَنْ تَکُونِی سَیِّدَةَ نِسَاءِ أَهْلِ الْجَنَّةِ أَوْ نِسَاءِ الْمُؤْمِنِینَ فَضَحِکْتُ لِذَلِکَ.
عائشه مىگوید: فاطمه که راه رفتنش همانند پدرش بود، وارد بر رسول خدا (ص) شد، فرمود: خوش آمدى دخترم، او را سمت چپ یا راستش نشاند، سپس آهسته سخن گفت، فاطمه گریه کرد، گفتم: چرا گریه مىکنى؟ بار دیگر سخنى آهسته گفت، فاطمه خندان شد، تا آن روز خوشحالى و اندوه را این چنین نزدیک به هم ندیده بودم، از فاطمه علت را جویا شدم، گفت: سرّ پیامبر خدا را افشا نمىکنم. پس از فوت رسول خدا (ص) پرسیدم، گفت: پدرم فرمود: جبرئیل هر سال یک مرتبه قرآن را بر من عرضه مىکرد؛ ولى امسال دو مرتبه آن را بر من عرضه کرده است، گویا اجل و مرگ من نزدیک است و تو دخترم نخستین کسى هستى که به من ملحق خواهى شد، اینجا بود که گریه کردم، فرمود: آیا دوست ندارى که سرور زنان بهشتى یا زنان مؤمن باشی، به این جهت خندیدم.
البخاری الجعفی، محمد بن إسماعیل أبو عبدالله (متوفای256هـ)، صحیح البخاری، ج 3، ص 1326، ح3426، تحقیق د. مصطفى دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامة - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1407هـ – 1987م.
و نیز طبرانى در معجم کبیر خود مىنویسد:
عن عَائِشَةَ قالت قلت لِفَاطِمَةَ بنتِ رسول اللَّهِ صلى اللَّهُ علیه وسلم رَأَیْتُکِ أَکْبَبْتِ على النبی صلى اللَّهُ علیه وسلم فی مَرَضِهِ فَبَکَیْتِ ثُمَّ أَکْبَبْتُ علیه ثَانِیَةً فَضَحِکَتِ قالت أَکْبَبْتُ علیه فَأَخْبَرَنِی أَنَّهُ مَیِّتٌ فَبَکَیْتُ ثُمَّ أَکْبَبْتُ علیه فَأَخْبَرَنِی أَنِّی أَوَّلُ أَهْلِ بَیْتِهِ لُحُوقًا بِهِ وَأَنِّی سَیِّدَةُ نِسَاءِ أَهْلِ الْجَنَّةِ إِلا ما کان من مَرْیَمَ بنتِ عِمْرَانَ فَضَحِکَتُ.
عائشه مىگوید: به فاطمه دختر رسول خدا (ص) گفتم: در بیمارى پدر، خودت را روى بدنش افکندى و گریه کردی، بار دیگر آن را تکرار کردی؛ ولى خندیدی، فرمود: دفعه اول خبر از مرگش داد گریه کردم، دفعه دوم فرمود: تو نخستین فرد از اهل بیت من هستى که به من ملحق مىشوى وتو سرور زنان بهشتى هستی.
الطبرانی، سلیمان بن أحمد بن أیوب أبو القاسم (متوفای360هـ)، المعجم الکبیر، ج 22، ص 419، تحقیق: حمدی بن عبدالمجید السلفی، ناشر: مکتبة الزهراء - الموصل، الطبعة: الثانیة، 1404هـ – 1983م.
هیچ تعارضى میان شهادت حضرت محسن علیه السلام و روایتى که رسول خدا صلى الله علیه وآله به حضرت زهرا سلام الله علیها بشارت مىدهد که تو نخستین کس از اهل بیت من هستى که به من ملحق مىشوی، وجود ندارد؛ چرا که «اهل بیت» در لسان رسول خدا صلى الله علیه وآله وسلم فقط بر پنج نفر اطلاق مىشود که حضرت محسن علیه السلام جزء آن پنج نفر نیست.
بسم رب الحیدر
سوره تحریم درباره کیست ؟
بخاری از ابن عباس روایت کند که گفت: یک سال درنگ کردم وپیوسته می خواستم از عمر درباره آن دو زن که علیه رسول خدا همدست شدند. سوال کنم ولی از عمر می ترسیدم. تا آنکه روزی در منزلی فرود آمد و وارد درختان اراک شد. و هنگامی که بیرون آمد از او پرسیدم. گفت: عایشه و حفصه... (1) خیانت عائشه و حفصه به پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله یَأَیهُّا النَّبىِ لِمَ تحُرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَکَ تَبْتَغِى مَرْضَاتَ أَزْوَاجِکَ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَّحِیم یعنی:اى پیامبر! چرا آنچه را که خدا بر تو حلال کرده براى به دست آوردن خشنودى همسرانت بر خود حرام مىکنى؟ و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است. سوره تحریم ایه 1 درباره شان نزول این ایه اختلافاتی وجود دارد که ما اینجا بیان می کنیم. ولی نکته مهم اینجاست که هر کدام از اقوال که صحیح باشد نشان دهنده خباثت شدید حفصه و عائشه می باشد. قول اول: تحریم عسل ! در طبقات ابن سعد از عائشه روایت کند که گفت: "...پیامبر اکرم ص هرگاه داخل خانه ام سلمه می شد نزد او درنگ می کرد. مگر آنکه با او خلوت نماید. گوید: این بر ما دشوار آمد تا آنکه کسی را برای خبرگیری از علت این درنگ فرستادیم و او خبر آورد که چون پیامبر وارد می شود ام سلمه ظرفی از عسل بیرون می آورد و سر آن را می گشاید و آن حضرت انگشتی از آن تناول می کند و این عسل به شگفتش می آورد. با خود گفتند: چه کنیم تا آن عسل ناپسندش آید و دیگر در خانه ام سلمه درنگ ننماید؟!!! گفتند: نزد او چیزی ناپسندتر از این نیست که به او گفته شود: یک بویی از تو استشمام می کنیم! پس هرگاه بر تو وارد شد و نزدیکت آمد به او بگو من بوی چیزی از تو استشمام می کنم. و او میگوید: از عسلی است که نزد ام سلمه تناول کرده ام. و تو به او بگو: به گمانم زنبورش عرفط (2) مکیده است. پس چون بر عائشه گردید و به او نزدیک شد. گفت: یک بویی از تو به مشامم می رسد! چه تناول کرده ای؟ فرمود عسلی در خانه ام سلمه. او گفت: یا رسول الله به نظر من زنبورش عرفط مکیده است. بعد پیامبر اکرم عسل را بر خود حرام کردند. و به خاطر همین ایه نازل شد که: اى پیامبر! چرا آنچه را که خدا بر تو حلال کرده براى به دست آوردن خشنودى همسرانت بر خود حرام مىکنى؟ (تحریم 1) " (3) بر فرض صحت این حدیث و احادیث مشابه آن عائشه به اعتراف خودش مرتکب سه گناه بزرگ شده است: اول: این حدیث حسادت عائشه و حفصه را نسبت به دیگر زنهای پیغمبر نشان می دهد. البته این حسادت بارها اتفاق افتاده است. او به خدیجه سلام الله علیها نیز حسادت می ورزید. و در این روایت نیز خودش اعتراف می کند که به قدری حسادت به دل داشت که حتی نمی خواست پیغمبر اکرم صلی الله علیه و اله لحظاتی را در کنار همسر با ایمان خود ام سلمه حضور داشته باشد. این در حالیست که روایات ما می فرمایند که: حسادت ایمان را میخورد همانطور که آتش هیزم را میخورد ! با توجه به این روایت آیا میتوان گفت که عائشه ایمان داشته است ؟ دوم: مطلب دیگری که از این حدیث استدراک می شود: تجسس عائشه در امور و مسائل خصوصی پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله است. در حالیکه قران این کار را منع کرده و فرموده: یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثیراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا سوم: گناه دیگری که در این روایت عائشه به آن اعتراف کرده کشیدن نقشه شوم و نیرنگ شیطانی است. عائشه و حفصه برای رسیدن به هدف خود گناه بزرگ دیگری را مرتکب شدند و نقشه کشیدند که به دروغ به پیامبر اکرم ص بگویند دهان مبارکشان بوی بدی می دهد ! خداوند خطاب به مکر کنندگان پلیدی همچون عائشه و حفصه میفرماید: وَ مَکَرُوا وَ مَکَرَ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَیْرُ الْماکِرین. (ال عمران54) اما نقد قول تحریم عسل: اولا: چگونه پیامبر ص متوجه نبود که عسل بوی زننده ندارد تا آن را بر خود حرام کند ؟ آیا حس بویایی نداشت و تا این حد غافل بود که این نیرنگ ساده بر او پوشیده بماند؟ ثانیا: در آیات بعدی خطاب به عائشه و حفصه می آید که : "اگر بر آزار او همدست گردید خداوند و جبرئیل و صالح مومنان و فرشتگان یاور او هستند" سوال ما اینجاست که آیا تحریم عسل برخود از سوی پیامبر آن قدر مهم بوده که خداوند ترتیب سپاه دهد و فرشتگان و صالح مومنان را در صف کند و خود نیز با آنها پشتیبان پیامبر علیه آن دو زن باشد؟ و اشکالات دیگری بر این قول مترتب است که به همین مقدار بسنده می کنیم. قول دوم: تحریم ماریه ! ابن عباس گوید: حفصه از خانه خود بیرون رفت و رسول خدا با کنیز خود که چهره اش را پوشانده بود وارد شد و آن روز نوبت عائشه بود. حفصه به رسول خدا گفت: بدان که من دیدم که چه کردی. پیامبر اکرم ص به او فرمود: این را پوشیده دار که من او را بر خود حرام کردم. حفصه نزد عائشه رفت و او را آگاه کرد و بشارت داد که پیامبر کنیز قبطی را بر خود حرام کرد. عائشه گفت: در روز نوبت من با کنیز قبطی نزدیکی می کنی و نوبت سایر زنان را رعایت می نمایی! که خداوند متعال آیات 3 تا 5 سوره تحریم را نازل کرد که تفصیل آنها خواهد آمد. پس از آن رسول خدا بیست و نه روز آنان را ترک کرد تا خداوند این آیه را نازل کرد: اى پیامبر! چرا آنچه را که خدا بر تو حلال کرده براى به دست آوردن خشنودى همسرانت بر خود حرام مىکنى؟ و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است. (تحریم 1) و فرمود تا کفاره قسم داده و زنانش را نزد خود نگه دارد. (4) فشرده این روایات در این باب روایات زیادی را نقل کرده اند که فشرده آنها این است که رسول خدا در روز نوبت عائشه در خانه حفصه با ماریه نزدیکی کرد. و حفصه از آن آزرده شد و پیامبر اکرم ص برای خشنودی او ماریه را بر خود حرام کرد و از او خواست تا این خبر را پنهان دارد. ولی او عائشه را از آن آگاه کرد و با هم علیه رسول خدا همدست شدند. گناهان این دو زن در این قضیه بسیار آشکار است. حفصه بر خلاف دستور پیامبر راز را با عائشه در میان گذاشت. با هم علیه رسول خدا توطئه چیدند و همدست شدند. تتمه بحث علامه عسگری درکتاب نقش عائشه در احادیث اسلام قول تحریم ماریه را قبول کرده و تحریم عسل را کذب می داند و نقدی که در بحث گذشته در باب تحریم عسل بیان شد نظرات ایشان بود. ولیکن استاد بزرگوار دکتر نجاح الطائی در جلد سوم السیرة النبویة قول تحریم عسل را معتبر می دانند و با دلایلی تحریم ماریه را کاذب برشمرده اند. به هر حال همانطور که قبلا نیز بیان شد هر کدام از اقوال را که صحیح بدانیم شخصیت پست و پلید عائشه و حفصه برایمان ظاهر میشود. خدا از توطئه عائشه و حفصه پرده بر میدارد و میفرماید: ولی اینکه خداوند از چه چیزی پیامبر را آگاه کرده است و توطئه آن دو زن چه بوده است مشخص نیست. قران درباره آن میفرماید: "پیامبر بخشى از آن [راز افشا شده] را به آن زن گوشزد کرد و از گفتن بخشى دیگر [براى آنکه فاشکننده بیشتر شرمنده نشود کریمانه] خوددارى نمود." در روایتی آمده است که: "حفصه از آمیزش پیامبر با ام ابراهیم آگاه گردید. پیامبر به او فرمود: عائشه را آگاه مکن. و همچنین فرمود: پدر تو و پدر او (با زور و قهر) به زودی پس از من به حکومت می رسند پس عائشه را خبردار مکند. گوید: حفصه رفت و عائشه را خبردار کرد. خداوند نیز پیامبر را اگاه کرد و...." (5) پیامبر اکرم ص با کرامت خود تمامی توطئه را به آن زن نگفت. ولی می دانیم که توطئه آن دو زن به قدری بزرگ بوده است که خداوند می فرماید برای مقابله با آن توطئه سپاهی را آماده کرده است ! قران میفرماید: "اگر شما دو زن (عائشه و حفصه) از کار خود به پیشگاه خدا توبه کنید [خدا توبه شما را مىپذیرد]، چون دل شما دو نفر از حق و درستى منحرف شده است، و اگر بر ضدِّ پیامبر به یکدیگر کمک دهید [راه به جایى نخواهید برد] زیرا خدا و جبرئیل و صالح مؤمنان [که على بن ابىطالب است] یار اویند، و فرشتگان نیز بعد از آنان پشتیبان او خواهند بود. " خداوند به صراحت میفرماید که دل این دو زن (عائشه و حفصه) منحرف گشته است و قصد توطئه بر علیه پیامبر دارند ! آیه پنجم در آیه بعدی خداوند به شدت این دو زن را تهدید می کند: "اگر پیامبر، شما را طلاق دهد امید است که پروردگارش همسرانى بهتر از شما که: مسلمان، مؤمن، فرمانبر، توبه کار، خداپرست، روزهدار، غیر باکره و باکره باشند، به او عوض دهد." این دو مثلى است که خداوند براى عایشه و حفصه زده است تا آنها را بیم دهد و بدانند که زن پیغمبر بودن به تنهایى به حال آنان ، نه سودمند است و نه زیانبخش ، بلکه سود و زیان انسان به علم و ایمان او بستگى دارد. خداوند در این آیه میفرماید که اگر پیامبر شما را طلاق دهد, به او زنهایی می دهد که بهتر از شما هستند. دلالت این آیه بسیار واضح و روشن است. معلوم است وقتی که خداوند میگوید در عوض عائشه و حفصه خدا زنان مسلمان و مومن و خداپرست و... به پیامبر میدهد یعنی عائشه و حفصه این صفات را نداشته اند. زیرا اگر این صفات را داشته اند لفظ "یبدله" که در این ایه استفاده شده معنایی نخواهد داشت. آیه دهم در این آیه خداوند برای عائشه و حفصه این دو زن خائن و توطئه کننده زنهای پیامبران قبل را مثال می زند: "خدا براى کافران، زن نوح و زن لوط را مثل زده که تحت سرپرستى و زوجیت دو بنده شایسته از بندگان ما بودند، ولى به آن دو خیانت ورزیدند، و آن دو [پیامبر] چیزى از عذاب خدا را از آن دو زن دفع نکردند و [هنگام مرگ] به آن دو گفته شد: با وارد شوندگان وارد آتش شوید." جواب یک شبهه در واقع خداوند در این آیه به آن کسانی که سوال می کنند چگونه میشود همسران پیامبر اکرم صلی الله علیه واله خیانت کار باشند جواب می دهد که خیانت زنها به پیامبران مساله تازه ای نیست. بلکه زنهای پیامبران گذشته نیز خیانت کرده اند و خداوند جایگاه آنان را آتش معرفی می کند! پس نزدیکی و قرب به انسانی وارسته و صالح هیچگاه دلیل خوب بودن شخصی نمی باشد. نگاه کلی به سوره تحریم خداوند در اول سوره خبر از توطئه و همدستی دو زن (حفصه و عائشه) می دهد. و بعد از آنها می خواهد که توبه کنند و اگر توبه نکنند خداوند با سپاه خود که متشکل از جبرئیل و امیرالمومنین علیه السلام و ملائکه می باشد آماده خاموش کردن فتنه آنان است. بعد از آن به صراحت می فرماید که آن دو زن نه اسلام دارند و نه ایمان و نه فرمانبردارند و نه توبه کننده و.... . و در ایه دهم خداوند برای عائشه و حفصه زنهای حضرت نوح و حضرت لوط را مثال می زند. یعنی همانطور که آن دو زن کافر به همسران خود خیانت کردند. عائشه و حفصه نیز دو کافری هستند که به همسر خود خیانت کردند. و جایگاه ابدی این زنان خیانت کار آتش می باشد ! (1) صحیح بخاری ج3ص137-138 در تفسیر سوره تحریم و ج3ص172. همچنین روایاتی در همین مضمون: بخاری ج4ص22. صحیح مسلم ج2ص1110-1111 کتاب طلاق باب 5.
آیه اول:
یعنی: اى اهل ایمان، از بسیار پندارها در حق یکدیگر اجتناب کنید که برخى ظنّ و پندارها معصیت است و نیز هرگز تجسس مکنید. (سوره حجرات ایه 12)
یعنی: و نیرنگ زدند، و خدا هم جزاى نیرنگشان را داد و خدا بهترین جزا دهنده نیرنگزنندگان است.
آیه سوم
"هنگامى که پیامبر، رازى را به یکى از همسرانش (حفصه) گفت و او آن راز را [نزد زن دیگر] (عائشه) فاش کرد، و خدا پیامبر را از افشاى آن آگاه نمود،" (تحریم3)
آیه چهارم
زنهایی که بر خلاف شما که کافرید آنها مسلمان و مومن هستند.
بر خلاف شما که از پیامبر فرمان بردار نیستید آنها فرمانبردارهستند.
برخلاف شما که پس از انجام گناه توبه نمیکنید آنها توبه کار هستند.
بر خلاف شما که همه چیز را می پرستید غیر از خداوند آنها خداپرستند.
و....
اسناد:
(2) عرفط همان مغافیر یعنی صمغ شیرین و بدبوست.
(3) طبقات ابن سعد ج2ص179- و نیز روایاتی به همین مضمون: صحیح بخاری ج4ص136-137 و ج3ص271 و 205 و ج4ص158. صحیح مسلم ج2ص1101 و ج4ص184 . مسند احمد ج6ص 59 و 221. طبقات ابن سعد ج8ص85 . تیسیر الوصول ج1ص188-189. تفسیر قرطبی ج18ص177-178 . کنزالعمال ج2ص340ح1788. سنن ابی داوود ج2ص145 . نسائی ج6ص151 و ج7ص13و 71
(4) طبقات ابن سعد ج8ص186. حاکم در مستدرک گوید: پیامبر کنیزی داشت که با او نزدیکی می کرد. عائشه و حفصه با او چنان کردند که آن را بر خود حرام کرد...
(5) تفسیر قرطبی ج18ص186-187. الدر المنثور تفسیر سیوطی ج6ص241.