سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
تبلیغات در پارسی بلاگ
هیچ صدقه ای نزد خدا، محبوب تر از حقگویی نیست . [رسول خدا صلی الله علیه و آله]

*** "مـــبـــاهـــلـــه"***


بسم رب الحیدر


 


پیشگویی پیامبر(ص) از ظهور وهّابیّان


 


در کتب معتبر اهل سنّت روایاتی از پیامبر گرامی صلی‏الله‏علیه‏و‏آله آمده که اشاره به ظهور فرقه وهّابیّت شده است همان گونه که بخاری در صحیح خود از عبداللّه عمر نقل می‏کند که گفت:


ذَکَرَ النَّبِیُّ صلی الله علیه وسلم: اللَّهُمَّ بَارِکْ لَنَا فِی شَأْمِنَا، اللَّهُمَّ بَارِکْ لَنَا فِی یَمَنِنَا. قَالُوا: وَفِی نَجْدِنَا. قَالَ اللَّهُمَّ بَارِکْ لَنَا فِی شَأْمِنَا، اللَّهُمَّ بَارِکْ لَنَا فِی یَمَنِنَا. قَالُوا یَا رَسُولَ اللَّهِ وَفِی نَجْدِنَا؟ فَأَظُنُّهُ قَالَ فِی الثَّالِثَهَ: هُنَاکَ الزَّلاَزِلُ وَالْفِتَنُ، وَبِهَا یَطْلُعُ قَرْنُ الشَّیْطَانِ(1)؛ روزی پیامبر گرامی فرمود: خدایا منطقه شام و یمن را بر ما مبارک گردان! صحابه گفتند: منطقه نجد(2) را چطور؟ حضرت سخن قبل خود را تکرار فرمود و صحابه از نجد پرسیدند، حضرت در مرحله سوم فرمود: در نجد زلزله‏ها(3) و فتنه‏ها به وقوع خواهد پیوست و شاخ شیطان از آن جا طلوع خواهد کرد.


 


عینی از علمای بزرگ اهل سنّت و شارح صحیح بخاری می‏نویسد: مراد از شاخ شیطان، امّت و حزب شیطان می‏باشد(4). و هم چنین بخاری در صحیح خود از ابو سعید خُدری از پیامبر گرامی [صلی‏الله‏علیه‏و‏آله] نقل کرده که فرموده است:


یَخْرُجُ نَاسٌ مِنْ قِبَلِ الْمَشْرِقِ وَیَقْرَءُونَ الْقُرْآنَ لاَ یُجَاوِزُ ترَاقِیَهُمْ، یَمْرُقُونَ مِنَ الدِّینِ کَمَا یَمْرُقُ السَّهْمُ مِنَ الرَّمِیَّهِ، ثُمَّ لاَ یَعُودُونَ فِیهِ حَتی یَعُودَ السَّهْمُ إِلَی فوقِهِ . قِیلَ مَا سیمَاهُمْ. قَالَ سیمَاهُمُ التَّحْلیقُ. أَوْ قَالَ: التَّسْبیدُ»(5)؛ افرادی از ناحیه مشرق، قیام می‏کنند و قرآن تلاوت می‏کنند و حال آن قرآن که از گلوگاه آنان تجاوز نمی‏کند (در قلب آنان تاثیر نمی‏گذارد) و از قرآن بهره نمی‏برند، این گروه از دین خارج می‏شوند همان گونه که تیر از کمان خارج می‏شود و دیگر به طرف دین برنمی‏گردند مانند تیر که به سوی کمان برنمی‏گردد.


از پیامبر اکرم [ صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ] پرسیدند که: این فرقه چه نشانه‏ای دارند؟


فرمود: چهره این گروه با سرهای تراشیده، مشخص می‏شود.


زینی دحلان مفتی مکّه مکرمه ضمن اشاره به این حدیث می‏نویسد:


ففی قوله سیماهم التحلیق تصریح بهذه الطائفه لأنّهم کانوا یأمرون کلّ من اتّبعهم أن یحلق رأسه ولم یکن هذا الوصف لأحد من طوائف الخوارج والمبتدعه الذین کانوا قبل زمن هوءلاء(6)؛ پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله که «سر تراشیدن» را از نشانه بارز این طائفه شمرده شده، صراحت در فرقه وهّابیّت دارد زیرا تنها این فرقه هستند که به پیروان خود دستور می‏دهند سر خود را بتراشند و این صفت در هیچ یک از فرقه‏های خوارج و بدعت گذارِ قبل از وهّابیّت دیده نشده است.


در ادامه می‏نویسد:


وکان السیّد عبد الرحمن الأهدل مفتی زبید یقول: لا حاجه إلی التألیف فی الردّ علی الوهابیّه بل یکفی فی الردّ علیهم قوله صلی اللّه علیه وسلم سیماهم التحلیق؛ فإنّه لم یفعله أحد من المبتدعه غیرهم؛ سیّد عبد الرحمن اهدل، مفتی منطقه زبید، می‏گفت: در نقد عقائد وهّابیّت نیازی به تألیف کتاب نیست؛ بلکه همین حدیث پیامبر [صلی‏الله‏علیه‏و‏آله] که ویژگی‏های این فرقه را «سر تراشیدن» معرفی کرده، برای بطلان عقیده آنان کفایت می‏کند؛ زیرا غیر از وهّابیّت هیچ یک از فرقه‏های بدعت گذار این ویژگی را ندارند.


واتّفق مرّه أنّ امرأه أقامت الحجّه علی ابن الوهّاب لمّا أکرهوها علی أتباعهم ففعلت ، أمرها ابن عبد الوهاب أن تحلق رأسها فقالت له حیث إنّک تأمر المرأه بحلق رأسها ینبغی لک أن تأمر الرجل بحلق لحیته؛ لأنّ شعر رأس المرأه زینتها وشعر لحیه الرجل زینته، فلم یجد لها جوابا (7)؛ روزی محمد بن عبد الوهاب به یک زن دستور داد که سرش را بتراشد، آن زن به وی گفت: تو که می‏گویی زنان باید سر خود را بتراشند؛ باید دستور دهی مردان هم ریش خود را بتراشند؛ زیرا ریش مرد، همانند موی زن، زینت او محسوب می‏شود. محمد بن عبد الوهاب در پاسخ این زن عاجز ماند.


 


پی نوشت:

 

(1) صحیح بخاری، ج ?، ص ?? ح ????، کتاب الفتن، ب ?? ، باب قَوْلِ النَّبِیِّ صلی الله علیه وسلم: الْفِتْنَهُ مِنْ قِبَلِ الْمَشْرِقِ.


(2) نجد در اطراف ریاض و محل ظهور فرقه وهّابیّت می‏باشد.


(3) شاید اشاره به تزلزل عقاید مردم می‏باشد.


(4) وبنجد یطلع قرن الشیطان أی: أمّته وحزبه. عمده القاری، ج ?، ص ??.


(5) صحیح بخاری، ج ?، ص ???، ح ????.


(6) فتنه الوهابیه، ص ??.


(7) فتنه الوهابیه، ص


  


L-B-310



محمد علی عبدالحیدر ::: دوشنبه 89/4/21::: ساعت 2:23 عصر


بسم رب الحیدر


دلیلی دیگر برای اثبات حرامزادگی وهابیون . . .


حوادث عاشورای امسال


هر چند در لبنان و عراق به عنوان دو مرکز مهم در برنامه راهبردی وهابیون علیه جهان تشیع، بزرگترین اجتماعات شیعیان در این کشورها طی یک قرن گذشته در روز عاشورا تشکیل شده بود و عاشورای امسال به هیچ وجه قابل مقایسه با عاشوراهای دهه‌های گذشته نبود، اما این بار مرکز شیعیان دنیا یعنی تهران، آماج حمله وهابیون قرار گرفت.


به گزارش «تابناک»، هرچند نقش عوامل بیگانه در ایجاد آشوب در برخی مسیرهای عزاداری روز عاشورا در تهران از سوی مقامات کشورمان انکار ناپذیر اعلام شد، در این میان، به نظر می‌رسد در مقایسه با توجه به نقش برخی قدرت‌های غربی، آنچنان که باید به نقش عربستان سعودی و افراد مرتبط با این کشور توجه نشده است.


بر پایه این گزارش، آنچه مسلم است این که قدرت شیعیان در یک دهه گذشته؛ چه در لبنان و عراق و چه در ایران به نحو وصف‌ناشدنی افزایش یافته است؛ تمسک به بی اعتبار کردن معتقدات شیعیان از اهداف اصلی وهابیون سلفی قرار گرفته و اقدامات سعودی‌ها برای ایجاد ناآرامی در ایران چه با اغفال جوانان در جنوب و یا نفوذ عوامل آنها برای ایجاد اغتشاشاتی مانند روز عاشورا در تهران کاملا محسوس است.


به گزارش یک منبع آگاه که نخواست نامش فاش شود، برخی از سرنخ‌های رویدادهای غیرمترقبه و موضوعاتی که در روز عاشورا در تهران اتفاق افتاده است، به کشور عربستان سعودی برمی‌گردد.
این منبع مدعی شد که عربستان با ارتباط‌گیری با برخی عوامل اوباشگر و تغذیه مالی آنها با صرف هزینه‌های هنگفت، برخی را برای انجام کارهای تحریک کننده و آن هم به طور مشخص در موضوع ساختارشکنی مذهبی اجیر کرده است.
وی همچنین بیان داشت: سعودی‌ها با توجه به نگاه منفی ایرانیان به آنها برای این منظور از عوامل مستقیم خود استفاده نکرده و تلاش کرده‌اند با واسطه‌های مزدور خود، این کار را انجام دهند.


در همین حال، گزارش‌ها حاکی از آن است که استقبال شیعیان جهان، امسال از برگزاری مراسم عاشورا در منطقه بی نظیر بوده است، اما وهابی‌های سعودی‌، امسال با سوءاستفاده از اعتراضات در ایران و تشدید این اوضاع و با استفاده از رسانه‌های خود در منطقه و همچنین استخدام مزدورانی در درون کشور به این حرکت عظیم شیعیان در منطقه خدشه وارد کرده تا به این وسیله، ایران ـ به عنوان اصلی‌ترین قدرت منطقه‌ای ـ را تضعیف کنند.


گفتنی است، اقدامات یک ماه گذشته سفارت عربستان در تهران، از اعلام پناهنده شدن دختر اسامه بن لادن در سفارت این کشور تا اقدامات لابی این کشور در غرب و همچنین اتهام دست داشتن ایران در رویدادهای یمن، همگی نشان دهنده عزم دولت سعودی برای به خدمت گرفتن همه عوامل و امکانات خود علیه منافع ملی کشورمان است.


البته ناگفته نماند که توجه به نقش پررنگ عوامل خارجی در رخدادهای پس از انتخابات، موضوعی است که به نظر می‌رسد، باید با جامعیت و ظرافت هر چه تمامتر، مورد توجه دستگاه‌های اطلاعاتی - امنیتی کشورمان قرار گیرد و به شناسایی عوامل آنها که با نفوذ در صف معترضان، آشوب به پا می‌کنند، اقدام شود.


 


در آخر یاد حدیثی گهر بار از امام باقر (ع) افتادم :


 


امام محمد باقر (ع)در جواب سوالیکه کمیت از احوال ابوبکر وعمر ملعون از آن حضرت ,کرد به طوری که فرمودند:


ما اهرین دم ولا حکم بحکم غیر موافق لحکم الله وحکم رسول (ص)وحکم علی(ع)إلا وهو فی أعنا قهما فقال الکمیت :الله أکبر ألله أکبر حسبی حسبی.


هیچ خونی به نا حق ریخته نشده وهیچ حکمی مخالف حکم خدا و رسول خدا (ص)و حکم امیرمومنین علی (ع)داده نشده مگر اینکه به گردن آن دونفر است.


کمیت گفت:الله اکبر الله اکبر بس است مرا بس است مرا


ودر روایتی دیگر از کمیت آمده که از امام باقر علیه السلام در مورد ابوبکر ملعون و عمرملعون سوال پرسیدند.امام فرموده اند.در اسلام خونی به ناحق ریخته نشده ومال حرامی کسب نشده وعمل زنا صورت نگرفته مگر اینکه آن به گردن آن دونفر(ابوبکر.عمر)است تا روزی که قیام کننده ما (حضرت مهدی(ع))قیام کند


 


من امروز یاد روایاتی ناب می افتم :


 


در روایتی دیگر :


رسول خدا (ص) خطاب به امیر المومنین (ع) فرمودند: بغض تو را به دل ندارد مگر مگر اینکه فرزند متولد شده از زنا باشد یا نطفه او در زمان حیض مادرش بسته شده باشد یا از دُبُر مفعول شده باشد.


 


 


بر وهابیون حرامزاده لعنت



محمد علی عبدالحیدر ::: دوشنبه 89/4/21::: ساعت 2:23 عصر


بسم رب الحیدر


مرد بزرگسال با خوردن شیر مَحرَم می شود!!!!!

 


می دانیم که در قوانین حقوقی اسلام راههایی برای پیوند محرمیّت بین زن ومرد وجود دارد که از آن جمله شیر دادن زن به فرزند غیر خودش با شرایط خاصّ آن است، که در کتب فقهی مطالب فراوانی در باره آن آمده است.

امّا توجّه به یک نکته در این موضوع حائز اهمّیّت است و آن شیر خواره بودن طفل است، یعنی باید نوزادی باشد که شیر غذای اصلی وی باشد و به دفعات هم انجام شود (با شرایط و اوصافی که در کتب فقهی فریقین بیان شده است).


بنا بر این اگر شیر خوردن در دوران طفولیّت نباشد وسیله محرمیّت نخواهد شد.


امّا با داستانی که در اینجا می خوانید و صد در صد مخالف و متضادّ با مبانی فقهی دو گروه از مسلمانان یعنی تشیّع و تسنّن است چه باید کرد؟


پس از نزول آیه چهارم و پنجم سوره أحزاب که در آن خداوند پسر خوانده را همانند فرزند واقعی ندانسته و فرمان می دهد که آنان را فرزندان پدران خودشان بدانید و باید حریم شرعی را رعایت کنید، مسلم و أبو داود ونسائی و ابن ماجه ودارمی وبیهقی ومالک وأحمد و طبرانی ودیگران از عائشه نقل کرده اند که گفت: زنی بنام سهله دختر سهل خدمت پیامبر(ص) آمد وگفت: ای رسول خدا(ص) سالم فرزند خوانده أبو حذیفه است که در خانه ما است، و من با سر برهنه و بدون پوشش در برابرش ظاهر می شوم، احساس می کنم ابو حذیفه اینگونه دوست ندارد و ناراحت می شود، چکار کنم؟


رسول خدا(ص) فرمود: ازپستانت به او شیر بده تا مشکل حل شود، عرض کرد: او مردی بزرگ ودارای ریش ومحاسن است چگونه او را شیر دهم؟ پیامبر لبخندی زد وفرمود: می دانم او خرد سال نیست بلکه مردی بزرگ و دارای ریش و محاسن است، او را شیر بده با تو محرم شود و آنچه در ذهن أبو حذیفه است پاک می شود.


سهله از خدمت پیامبر رفت و باز هم خدمت آن حضرت آمد وگفت: او را شیر دادم و خیال أبو خذیفه را راحت کردم.


 


فتوای فقهی بر اساس این حدیث


ابن حزم و داود ظاهری تحت عنوان «مذهب عائشه» می گویند: اگر مردی بزرگسال از پستان زنی شیر بنوشد حکم طفلی را


خواهد داشت که از پستانش شیر نوشیده است.


بنا بر این همانگونه که آن طفل محرم آن زن است مرد بزرگسال هم محرم می شود.


 


تأیید شافعی وفتوای او

شافعی نیز این حدیث را پذیرفته است زیرا وی پس از نقل آن و طرح سؤالاتی پیرامون آن می گوید: بنا بر نقل أمّ السلمه این فرمایش رسول خدا(ص) مخصوص همان یک نفر یعنی سالم مولی أبو حذیفه خواهد بود، چون شیر دادنی که موجب محرمیّت می شود در باره طفل شیر خواره است که لاأقل باید پنج نوبت و بدون فاصله از پستان زنی شیر بنوشد و افراد بزرگتر از این قاعده خارج هستند.کتاب الأمّ: 5/30.


 


نقد این حدیث وفتواهای پس از آن


از مطالب گذشته دو مطلب وسخن متضاد استفاده می شود:


1 ـ شرط محرم شدن، شیر نوشیدن طفل از زنی غیر از مادر خودش است که لااقل باید پنج نوبت پشت سر هم و بدون فاصله و خوردن شیر یا چیز دیگری در بین دفعات شیر خواری باشد.


2 ـ مرد بزرگسال نیز باشیر خوردن محرم می شود.


آیا عقل و عرف می تواند سخن دوّم را به عنوان دستور وحکم شرع تلقّی نموده و به آن عمل نماید؟


آیا وجود اینگونه روایات و داستانهاموجب سر در گمی دوستان و طعنه زدن بیگانگان نمی شود؟


و آیا شما که مدّعی ترویج اسلام ناب هستید تا کنون این فتواها و احادیث را خوانده اید؟


 



 



 



 



بر عمر لعنت



محمد علی عبدالحیدر ::: دوشنبه 89/4/21::: ساعت 2:23 عصر


 

بسم رب الحیدر

 

از جمله فتواهای نادر روزگار که مخالف قوانین ودستورات شرع مقدّس است فتاوای ذیل است که ابن قدامه نویسنده صاحب نام آن را نقل کرده و می نویسد:



ازدواج با محارم مانند مادر و خواهر و خاله و عمّه وغیر آنان به اجماع علمای اسلام باطل است.



ولی دو تن از دانشمندان و فقیهان اهل سنّت یعنی أبو حنیفه وثوری گفته اند که اگر چنین ازدواجی همراه با عمل زناشویی صورت گرفت موجب حد نمی شود، چون ممکن است نزدیکی بجهت شبهه باشد یعنی خیال می کرده است همسر خودش است ولی اشتباه کرده است.



همچنین ازدواجی که حرمتش اجماعی است مانند: انتخاب همسر پنجم با وجود داشتن چهار همسر یا ازدواج با زنی که شوهر دارد یا زنی که در عدّه طلاق یا وفات بسر می برد یا زنی که سه دفعه طلاق داده شده است (بر مبنای فقه اهل سنّت) اگر هر یک از این موارد اتفاق افتاد ابوحنیفه می گوید حدّ جاری نمی شود.



 



نکته قابل توجّه:



از ابو حنیفه و پیروانش می پرسیم: تزویج ونکاح اصطلاحی چیست؟ مگر نه این است که با اجرای صیغه عقد و دیگر شروط آن تزویج و نکاح شرعی محقّق می شود؟



و مگر شرط اوّل ازدواج این نیست که زن نباید از محارم نسبی و سببی انسان باشد؟



پس چگونه ممکن است ازدواج با محارم را که از حرامهای شرعی است با وطی به شبهه یکی بدانیم؟ و مرتکب گناه کبیره را از عقوبت نجات دهیم و باب اجرای حدود شرعی را مسدود نماییم؟



آیا این فتاوا عاملی برای توجیه زناها نمی شود؟



 



توجیه ازدواجهای حرام



اکثر فقیهان اهل سنّت برای بعضی از ازدواجها حد را جاری ندانسته و آن را از موارد وطی به شبهه می دانند از جمله:



ازدواجی که در صحّت و وقوع آن اختلاف است مانند متعه و ازدواج موقّت، نکاح شغار(نکاحی که دو نفر تعهّد کنند که هر یک یکی از نزدیکانش را بدون مهر به دیگری تزویج نماید) نکاح بدون اذن و اجازه ولی و حضور شهود، ازدواج با خواهر زن در صورتی که همسر اوّلش در عدّه قرار داشته باشد، ازدواج با همسر پنجم با در عدّه بودن همسر چهارم.



 



نقد این گفتار



در اسلام دو گونه ازدواج برای ارضای غریزه جنسی تجویز شده است یکی دائم و دیگری موقّت، که در صدر اسلام و در زمان پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) مسلمانان بنا به دستور خداوند به هر دو روش عمل می کردند.



آیه 24 سوره نساء ( فما استمتعتم به منهنّ فآتوهنّ أجورهنّ فریضة) به اعتراف موثّق ترین کتابهای تفسیری و روایی اهل سنّت شأن نزولش در باره متعه یا همان ازدواج موقّت است ( صحیح بخاری: 4/1642 رقم 4246، صحیص مسلم: 3/71، رقم 172، مسند أحمد: 5/603 رقم 19406، تفسیر کبیر: 10/49، تفسیر کشّاف: 1/498، الدرّ المنثور: 6/422، رقم 19685).



 



اعتراف صحابه و تابعین به حلیّت آن:



ابن حزم در کتاب المحلّی نام تعدادی از صحابه وتابعین را که به جواز متعه شهادت داده اند ذکر کرده است:



أمیر المؤمنین علی(علیه السلام)، ابن عباس، جابر عبد اللّه، عبد اللّه بن مسعود، عبد اللّه بن عمر، أبو سعید خدری، زبیربن عوّام، أبیّ بن کعب، سعید بن جبیر، و....( المحلّی: 9/520، رقم 1854)



 



 حریم شکنیهای أبو حنیفه و دیگران



جناب أبو حنیفه در تعطیل شدن حدّ زنا از دیگر فقیهان اهل سنّت چندین گام جلوتر رفته و در باره زنای با محارم فرقی بین آگاه به حرمت و جاهل به آن نگذاشته و می گوید: آنکه آگاه به حرمت باشد فقط عقوبت می شود که این غیر از حدّ شرعی است.



آری، أمثال أبو حنیفه می توانند با جرأت قانون خدا و رسول را تغییر دهند و بر اساس هواها ومیلها فتوا داده و حریم شکنی کنند.



أبو یوسف از فقیهان اهل سنّت می گوید: اگر کسی با محرم خودش ازدواج کند و با وی نزدیکی نماید و بداند که این عمل حرام است حدّ زنا بر وی جاری می شود و از موارد وطی به شبهه نیست.



و اگر از حرام بودن آن آگاه نباشد حدّ بر وی جاری نمی شود.



آیا این سخنان بی اساس اشاعه گناه و زناکاری نیست؟



  تزویج المحارم



( فصل ) وان تزوج ذات محرمه فالنکاح باطل بالاجماع، وقال أبو حنیفة والثوری لا حد علیه لانّه وطئ تمکنت الشبهة منه فلم یوجب الحد کما لو اشتری اخته من الرضاع ثم وطئها.



 ( فصل ) وکان نکاح اجمع علی بطلانه کنکاح خامسة أو متزوجة أو معتدة أو نکاح المطلقة ثلاثا إذا وطئ فیه عالما بالتحریم فهو زنا موجب للحد المشروع فیه قبل العقد وبه قال الشافعی ، وقال أبو حنیفة وصاحباه لاحد فیه لما ذکروه فی الفصل الذی قبل هذا.



 ( فصل ) ولا یجب الحد بالوطئ فی نکاح مختلف فیه کنکاح المتعة والشغار والتحلیل والنکاح بلا ولی ولا شهود ونکاح الاخت فی عدة اختها البائن ونکاح الخامسة فی عدة الرابعة البائن ونکاح المجوسیة وهذا قول أکثر أهل العلم لان الاختلاف فی إباحة الوطئ فیه شبهة والحدود تدرأ بالشبهات، المغنی:10/155-152.



 رجل تزوج امرأة ممن لا یحل له نکاحها فدخل بها لا حد علیه سواء کان عالما بذلک أو غیر عالم فی قول أبی حنیفة رحمه الله تعالی ولکنه یوجع عقوبة إذا کان عالماً بذلک وعند أبی یوسف ومحمّد رحمهما الله تعالی إذا کان عالما بذلک فعلیه الحد فی ذوات المحارم. المبسوط: 9/85.

 

تزویج المحارم

( (ومن تزوج امرأة لا یحل له نکاحها فوطئها لم یجب علیه الحد)، لشبهة العقد، قال الإسبیجانی: وهذا قول أبی حنیفة وزفر، وقال أبو یوسف ومحمد: إذا تزوج محرمة وعلم أنها حرام فلیس ذلک بشبهة وعلیه الحد إذا وطئ، وإن کان لا یعلم فلا حد علیه، والصحیح قول أبی حنیفة وزفر، وعلیه مشی النسفی والمحبوبی وغیرهما، تصحیح. )



( اللباب فی شرح الکتاب للشیخ عبد الغنی الغنیمی الدمشقی المیدانی / کتاب الحدود / ج1 / ص540 / ط دار المعرفة )



أقول : أعوذ بالله ، أی فقه وأی دین هذا؟ إنه دین فروید الذی لا یعرف إلا الجنس !



 و هناک المزید !

( رجل تزوج امرأة ممن لا یحل له نکاحها فدخل بها لاحد علیه سواء کان عالما بذلک أوغیر عالم فی قول أبی حنیفة رحمه الله تعالی ولکنه یوجع عقوبة إذا کان عالما بذلک )



( المبسوط للسرخسی / ج 9 / ص 85 / ط دار المعرفة 1406 ه )



( حدثنا سلیمان بن شعیب عن أبیه عن محمد عن أبی یوسف عن أبی حنیفة بذلک حدثنا فهد قال ثنا أبو نعیم قال سمعت سفیان یقول فی رجل تزوج محرم منه فدخل بها قال لا حد علیه )

 


 

بر عمر لعنت


محمد علی عبدالحیدر ::: دوشنبه 89/4/21::: ساعت 2:17 عصر


بسم رب الحیدر


قرائت خشن و متحجرانه از سنت نبوی و برداشت‌های ظاهری از آیات قرآن، طالبان را بر آن داشت که حتی برای مخالفان فکری و سیاسی خود نیز تعیین تکلیف کنند و رسالتی فراتر از قد و اندازه‌ خود در نظر بگیرند.


دنیای امروز بخصوص جهان شیعی در حال حاضر با یکی از تهدیدات جدی در عرصه بین‌المللی مواجه است. این مشکل بواسطه ظهور جریان‌های تندرو عقیدتی بروز و ظهور پیدا کرد.

از زمان شکل‌گیری جریان‌های تندرو با لباس سلفی‌گری در دنیای معاصر مدت زمان زیادی نمی‌گذرد اما وقوع برخی رویدادها و حمایت غرب از گروهی از مسلمانان که نگاهی افراطی به اسلام دارند، رشد سلفی‌گری و به تبع آن جریان تکفیری‌ها را در پی داشته است.
وهابیت محصول تلاش‌های محمد بن عبدالوهاب است اما تاثیر برخی علمای سنی قبل از وی را نمی‌توان نادیده گرفت.

سیر تحول

سلفی ها روایات خود را مستقیماً از احمد بن حنبل( متولد 241)، احمد بن تیمیه(متولد 728)، ابن القیم الجوزیه(متولد 751) و محمد بن عبدالوهاب تمیمی نجدی( متولد1115-1206) می گیرند.

سلفیه بعد از محمد بن عبدالوهاب به صورت یک شکل و ساختار سیاسی در آمد و هم پیمانی وی با محمد بن سعود پایگذار حاکمیت آل سعود در عربستان به این روند تسریع بخشید.
اکنون پیوند میان علما و حاکمان سعودی گرچه دچار تغییر و تحول شده و شیوخ وهابی از برخی اختیارات خود از جمله بازداشت و امر قضا بازماندند اما در عین حال هنوز هم از وضعیت و جایگاه خوبی در نظام سیاسی سعودی برخوردار هستند.

علاوه بر سرزمین حجاز، مصر نیز از تغییر و تحولات عقیدتی برکنار نماند و سلفی‌های این کشور با اقدامات و فعالیت های حسن البناء و جنبش اخوان المسلمین ، سیر جدید‌ی در آموزه‌های عقیدتی اهل سنت تجربه کردند و باب‌های جدیدی برای این گروه جهت گشودن روزنه های محدود اجتهاد باز شد .اما با مرگ زودهنگام حسن البناء جنبش اخوان المسلمین تحت تاثیر اندیشه های دو شخصیت پاکستانی به نام های ابوالاعلی مودودی و سید قطب قرار گرفت و آنها ضمن تثبیت روشن پایبندی به متون دینی بر اساس دیدگاه‌های خاص فقهی، خود دیدگاه تکفیر را بنیانگذ اری کردند.


سید قطب که تحت تاثیر اندیشه های ابن قیم جوزی در خصوص رفتار با اهل کتاب بود این اعتقاد را داشت که اهل کتاب تا زمانی که جزیه پرداخت می کنند می توان در سرزمین های اسلامی با آرامش زندگی کنند در غیر این صورت مسلمانان باید با آنان به جهاد بپردازند. حمایت عربستان و کشورهای حاشیه ای خلیج فارس هماهنگی فراوانی میان سلفیون سنتی و جنبش اخوان المسلمین ایجاد کرد. از سویی دیگر دیدگاه ضد سوسیالیسم سلفیون جدید بخصوص در جریان جنگ های نیروهای جهاد افغانستان با شووروی مورد توجه شیوخ وهابی عربستان قرار گرفت.

رشد جریان تکفیری
در نهایت سلفیه با اعلام تشکیل جبهه جهانی اسلام برای جهاد با یهودیان و صلیبی ها به رهبری بن لادن عربستانی و ظواهری مصر بیش از پیش توجه به گرایش های مبارزاتی را مورد توجه خود قرار داد.

بی‌تردید حادثه 11 سپتامبر نقطه عطف در تاریخ تحولات معاصر است. جریان اسلام سلفی که بعد از عربستان سعودی در قالب جنگجویان طالبانی ظاهر شد منافع بسیاری از کشورهای منطقه را به خطر انداخت

قرائت خشن و متحجرانه از سنت نبوی و برداشت‌های ظاهری از آیات قرآن، طالبان را بر آن داشت که حتی برای مخالفان فکری و سیاسی خود نیز تعیین تکلیف کنند و رسالتی فراتر از قد و اندازه‌ خود در نظر بگیرند.

این جریان فکری خود را در محدوده جغرافیایی افغانستان محدود نکرد بلکه برای خود مسئولیت اشاعه تعالیم اسلام مبتی بر قرائت سلفی به سایر کشورهای منطقه را در نظر گرفته بود.

این گروه ضمن اختلاف نظر با سایر گروه‌های سنی، سرسختانه نسبت به شیعیان کینه می‌ورزید و به همین خاطر به مراتب سیاستی خشن در قبال آنان بکار برد.

حوادث 11 سپتامبر باعث ارتقای جایگاه راهبردی گروه‌های نظامی و شبه نظامی و محوریت قرار گرفتن تفکر القاعده شد. چنین پدیده‌ای از زمان پیدایش عمدتاً از سوی تفکر استراتژیک کاخ سفید مورد حمایت قرار گرفت اما بعدها با توجه به اصطکاک منافع آنان در منطقه نزاعی عمیق میان آنان در گرفت و در نهایت باعث تهاجم نظامی آمریکا به افغانستان شد.

علاوه بر افغانستان، یکی دیگر از مراکز رشد سلفی‌گری، لبنان است. جریان سلفی شام در دمشق توسط ناصرالدین الالبانی ظهور کرد. تفکر سلفی در اواخر دهه 50 توسط تعدادی از طلاب مراکز دینی عربستان به لبنان راه یافت. مهم ترین این افراد شیخ سالم الشهال و شیخ عبدالرزاق الزغبی بودند. این دو نفر طرابلس را به مرکز گسترش و ترویج تفکر سلفی در تمام مناطق لبنان تبدیل کردند.

فعالیت سلفی ها در لبنان از طرابلس شروع شد. از سال 1977 سلفیه به نحو چشمگیری توسط افرادی که محورشان شیخ سالم الشهال بود، فعال شد. در سال 1981 به صورت تشکیلات منظم و سازمان یافته، فعالیت خود را شروع و جمعیت نواه الجیش اسلامی را بینانگذاری کردند. این تشکیلات در کنار سایر تشکیلات و نیروهای اسلامی سنی که عرصه را تحت سیطره خود داشتند از جمله جنبش توحید اسلامی یا جماعت اسلامی حضور کم رنگی داشتند.


با فروپاشی جنبش توحید اسلامی بعد از حوادث طرابس در سال 1985 سلفی‌ها امکان توسعه و گسترش بیشتری یافتند و توانستند ویژگیهای عقیدتی خود را به عنوان یک جماعت مستقل ابراز کنند. حضور آنان به طور متمرکز و قوی در طرابس و برخی مناطق شمال از جمله عکار و الضنیه به چشم می خورد. در کل مناطق شمال به علت استقرار اکثر شخصیت ها و موسسات سلفییه لبنانی برای وجود سلفی ها اهمیت خاص دارد همچنین حوادث سالهای اخیر که در این مناطق بین دولت و سلفی ها روی داده است مانند حوادث ظنیه ، انفجار کلیساها و حمله به منافع غربی و غیره و به تبع آن تحولات و اقدامات امنیتی دستگاههای دولتی، شمال را به پایگاه و مرکز تجمع سلفی ها تبدیل کرده است.


شخصیت کلیدی و موثر سلفی‌های لبنان، سالم الشهال است. وی جنبشی اسلامی به نام نواه الجیش اسلامی( هسته های ارتش اسلامی) بنیانگذاری کرد.با فروکش کردن فعالیت این تشکیلات به دنبال حوادث طرابلس در سال 1985، فعالیت منظم جریان سلفی متوقف شد و هر یک از سران جنبش خود به تاسیس یک نظام و جمعیت خاص تحت پوشش جمعیت های دینی و مراکز آموزش دینی پرداخت و خد را به عنوان امیر آن معرفی کرد.

در اواسط دهه 90 جنبش سلفیه دستخوش بحرانها و حوادث تعیین کننده ای شد که به تضعیف فعالیت آن انجامید. زیرا دستگاه امنتیی لبنان به علت بمب گذاری ها و جنابات و ترورهایی که پیروان این جنبش مرتکب می شدند آنها را تحت فشار قرار داد. پس از وقوع حوادث 11 سپتامبر در سال 2001 فشارهای امنیتی بر گروههای سلفیه تشدید شد.


با بررسی پراکندکی جمعیت ها، مدارس و مراکز آموزشی و دینی سلفیه و نیز ساخت مساجدی در روستاهای فقیر و استفاده از این مساجد برای تبلیغ مذهب سلفیه می توان به روند گسترش چشمگیر سلفی ها در شمال لبنان پی برد. حجم ر شد و گسترش سلفیه را در این مناطق می توان با انجام مقایسه های ساده دریافت. برای مثال از مجموع هفتاد مسجد در شهر طرابس، 16 مسجد متعلق به سلفی ها است در حالی که دار الافتاء با وجود انبوه امامان تابع خود فقط 13 مسجد و جنبش توحید و جماعت هر یک فقط 7 مسجد را در اختیار دارند. در عکار حدود 210 مسجد وجود دارد که در روستاها و شهرهای کوچک پراکنده اند. از این تعداد 27 مسجد متعلق به وهابی ها است که در آن به انجام وظایف نماز جماعت وتدریس می پردازند.


جریان مشکوک فتح الاسلام در لبنان و تحریکات نظامی این گروه دراردوگاه نهر‌البارد نیز ناشی از تلاش های جریان‌های افراطی اهل سنت برای تاثیرگذ اری در تحولات منطقه بخصوص لبنان بود.

گزارش‌ها حاکی از آن بود رهبری این جریان به عهده فردی بنام ابوخالد العلمه بود که سابقه عملیا‌ت تروریستی در عراق و همکاری با ایمن الظواهری و زرقاوی را داشت. وی بواسطه برخی اقدامات خرابکارانه علیه شیعیان تحت تعقیب قرار گرفت و مدتی نیز در سوریه زندانی شد.


وی بعد از آزادی از زندان با همکاری یک اردنی فلسطینی‌تبار بنام شاکر العبیسی اقدام به تاسیس گروه فتح‌اسلام کرد. العبیسی در سال 1970 وارد سازمان فلسطینی فتح شد اما بعدها جزو گروه‌های شورشی علیه عرفات در آمد و در سال 1990به القاعده پیوست. وی در سوریه تحت تعقیب بود و درمدت سه سال در زندان بسر برد. العبیسی بعد از آزادی از زندان با زرقاوی ملاقات داشت و و در نهایت با بعد از توافق با العلمه گروهی با نام فتنح الاسلام شکل گرفت. این گروه در سال گذشته وارد خاک لبنان شد و اقدامات تروریستی متعددی را در این کشور مانند انفجار مینی‌بوس حامل مسافران، بر هم زدن اعتصابات ضد سینوره و اختلاف بین شیعه و سنی انجام داد. پرونده گروه فتح الاسلام در نهایت با دخالت دولت سینیوره و خویشتنداری حزب‌الله لبنان بسته شد اما کارشناسان و صاحنظران سیاسی این تلاش‌ها را در راستای کاهش اقتدار حزب‌الله ارزیابی کردند.

براساس نظر تحلیل گران، آنچه در لبنان روی داد بخشی از سناریوی ناتمام آمریکا – اسرائیلی بود که در سیاست آزمون و خطا از زمان جنگ سی و سه روزه در سال گذشته با قوت بیشتر در حال تجربه شدن بود.

مسله عراق
از دیگر نقاطی که، جریان تکفیری‌ها بصورت فعال در حوادث سیاسی نقش آفرینی می‌کنند سرزمین اشغال شده عراق است.
در حال حاضر یک دولت شیعی در این کشور در راس امور اجرایی عراق قرار دارد اما حضور عناصر شیعی منافع برخی از سران منطقه، بعثی‌ها و گروه‌های تندرو سنی مذهب این کشور را به مخاطره انداخته است.

با توجه به وجود خاطره هشت سال دفاع ایران از مرزهای خود و حمایت همه جانبه سران عرب منطقه از صدام حسین در جنگ تحمیلی و ارائه تصویری از دیکتاتور بعثی به عنوان سرداری مدافع عربیت و مذهب اهل سنت در برابر خطر عجم‌های شیعی مسلک در باور سنیان عراق و سایرکشورهای منطقه چنان نفوذ کرده بود که تصور می‌کردند حضور ایرانیان در عراق و برقراری پیوند مستحکم میان شیعیان منطقه، حیات سیاسی و عرب و نفوذ مذهب اصل سنت را به خطر خواهد افکند.

گذشته از این، چون حوادث پیش آمده باعث تضعیف حزب بعث شده بود برای رهایی از این تنگنا، اتحادی استراتژیک میان سنیان ناراضی و عناصر حزب بعث شکل گرفت. از بعد مذهبی نیز القاعده امکان بیشتری را برای جولان دادن در مناطق سنی نشین یافت.

از این پس، روند خشونت در عراق شتاب بیشتری به خود گرفت و تکفیری‌ها در این کشور عرصه را برای اقدامات خود مناسب دیدند.
گرچه وقوع جنگ مذهبی در خاورمیانه تازگی ندارد اما افزایش چنین نزاع‌هایی در پاکستان و عراق به یک نگرانی عمده تبدیل شده است و متاسفانه نشست‌های مشترک شیعه و سنی که آخرین آن کنفرانس مکه در مهره ماه 85 بود نتیجه‌ای قابل ملاحظه در برنداشته است.


یکی از عوامل مهم درگیری‌های خونین منطقه بحث تکفیر شیعیان و مطرح کردن آن از سوی علما و روحانیون افراطی وهابی و سلفی است که باعث قربانی شدن بسیاری از شیعیان بی‌گناه در منطقه شده است.

جالب اینجاست که به جای برخورد مناسب و معقولانه با این پدیده و اعلام برائت از اقدامات خشن و سرکوبگرایانه در آذر ماه 1385 سی و هشت نفر از علمای سلفی عربستان سعودی در بیانیه‌ای ضمن ابراز تاسف از سقوط بغداد‌ آن را توطئه مشکوک صلیبیون، روافض و صفوی دانستند و هدف از آن را حفاظت و حمایت از اشغالگران و تحدید نفوذ اهل سنت در منطقه و ایجاد هلال شیعه و تجزیه عراق به سه منطقه کردی، شیعی و سنی خواندند.


کاملاً مشخص بود که در این نوع تقسیم بندی روافض شامل شیعیان، صفویان همان ایرانیان و اشغالگران نیز سربازان صلیبی هستند.
یکی از بهانه‌های مهم علمای اهل سنت برای بکارگیری حربه تکفیر برای شیعیان بحث غلو در مورد ائمه اطهار است.

توهین به صحابه و همسران پیامبر، عدم دخالت اهل سنت در مناصب سیاسی، ممانعت از احداث و تاسیس مسجد در برخی از مراکز شهری مدعیات سنیان در مورد حکومت شیعی ایران است.


غربی‌ها نیز این اختلافات را از نظر دور نگه نداشته و ضمن ایجاد شرایط برای اختلاف انگیزی میان شیعه و سنی ترس موهم از اسلام را نیز مطرح کردند تا بدین وسیله ضمن اینکه فرقه‌های اسلامی را با بزرگ جلوه دادن اختلافات مذهبی به جان هم بیاندازند یک نگرانی عمومی در سطح منطقه و جهان را با طرح مسئله حمایت از اسلام ، تروریسم و سرکوب مخالفان مذهبی را رواج دهند.


 


 


بر عمر لعنت






محمد علی عبدالحیدر ::: دوشنبه 89/4/21::: ساعت 2:17 عصر



برنارد لوئیس
ترجمه: هوتن فیروزپور






216933.jpg


بخش اول

طرد مدرنیته به منظور بازگشت به گذشته مقدسی که دارای انشعاب های گوناگون در منطقه است بعضی جنبش ها را به قیام واداشته که بدون شک مهمترین آنها همان چیزی است که به عنوان وهابی گری شناخته شده است. محمدبن عبدالوهاب روحانی ای بود از ناحیه نجد عربستان که تحت نفوذ شیوخ محلی دارالسعود بود. او در سال ???? جنگی را به منظور پاکسازی و اصولگرایی دینی به راه انداخت. اهداف اعلام شده او بازگشت به اسلام ناب پیامبر و از بین بردن تمامی تعاریف و الحاقات بعدی به دین بود.جنبش وهابی از طرف رهبران سعودی نجد که برای مدتی و با توسل به نیروی نظامی آن را با موفقیت ترویج می کردند، پذیرفته شد. در این مجموعه از جنگ ها آنان قدرت و عقاید خود را بر اکثر مناطق مرکزی و غربی عربستان اعمال حتی به بخشی از ناحیه هلال الخصیب که تحت فرمان حکومت عثمانی بود حمله کردند. بعد از غارت و چپاول کربلا شهر مقدس شیعیان در عراق آنان توجه خود را به حجاز معطوف ساختند و در طی سال های ???? تا ???? دو شهر مقدس مکه و مدینه را اشغال کرده و به اصطلاح خودشان تطهیر کردند. سپس آشکارا به مقابله و مبارزه با سلطان عثمانی پرداختند، کسی که رهبران سعودی او را به خروج از دین اسلام و غصب ممالک اسلامی متهم می کردند. امپراتور عثمانی حتی در حال انحطاط و زوال خود نیز می توانست از پس این شورشیان صحرا سعودی ها برآید. این مهم در سال ???? با کمک پاشای مصر و نیروهای او با اشغال پایتخت دولت سعودی به اتمام رسید.امیر سعودی را نیز به استانبول فرستادند و در آنجا گردن زدند. عجالتا برای مدتی در دولت سعودی وقفه ایجاد شد اما عقاید و تعالیم وهابی گری باقی ماندند و از سال ???? میلادی عده دیگری از اعضای دارالسعود توانستند امیرنشین سعودی را در ریاض احیا کنند. برای یک بار دیگر مبلغین و مفسرین اصول و آموزه های وهابی گری به روسای دارالسعود کمک کردند.ظهور و پیدایش وهابی گری در قرن هجدهم در عربستان پاسخی به تغییر موقعیت های زمانی بود. یکی از این موارد عقب نشینی و انزوای اسلام و پیشرفت متقابل مسیحیت بود. این مسئله که از اطراف و مرزهای دورافتاده جهان اسلام آغاز شده بود طی روندی کوتاه و تدریجی اما برای مدتی طولانی ادامه داشت. در قرن ?? این مسئله حتی در مناطق مرکزی نیز دیده می شد.

عقب نشینی تدریجی و بلندمدت امپراتوری عثمانی در بالکان و پیشرفت بریتانیا در هند هر چند که در منطقه ای بسیار دورتر از عربستان قرار داشت اما تاثیر آن در عثمانی از یک طرف و از طرف دیگر در خلیج فارس محسوس بود و مسلما در میان زائرینی که هر ساله از تمام نقاط جهان اسلام به عربستان می آمدند بازتاب گسترده ای داشت. خشم و غضب وهابیون در وهله اول نه متوجه خارجیان بلکه متوجه کسانی که اسلام را از درون مورد تحقیر و اهانت قرار می دادند نشانه رفت: از یک طرف کسانی که در تلاش برای اصلاحات تجددگرایانه بودند و از طرف دیگر کسانی که از نظر وهابیون به دنبال فساد و تباهی میراث اسلام ناب پیامبر و پیروان او بودند از اهداف بسیار نزدیک آنان به شمار می رفتند.آنان همچنین به شدت با هر نوع مکتب و برداشتی از اسلام اعم از شیعه و سنی به غیر از برداشت خود مقابله می کردند. آنان به خصوص با صوفی گری مخالفت می کردند و نه فقط تصوف و تساهل آنان بلکه مراسم و مناسک آنان را نیز که همانند کفار می دانستند محکوم و سرزنش می کردند. آنان هر کجا که می توانستند عقاید خود را در حد اعلای خشونت و وحشیگری تحمیل می کردند، مقابر را تخریب می کردند و به هتک حرمت اماکن مقدس و کسانی که آنان را «ستایشگر گمراه» می نامیدند می پرداختند و تعداد زیادی از کودکان و زنانی را که موفق به مواجهه با معیارهای اصیل و معتبر اسلامی نشده بودند قتل عام می کردند. عمل دیگری که توسط ابن عبدالوهاب رایج شد محکوم کردن سوزاندن کتاب ها بود. این کتاب ها در اصل شامل آثاری در زمینه الهیات و حقوق بود که به نظر می رسید مخالف عقاید وهابی گری باشد. سوزاندن کتاب ها اکثرا با خلاصه ای از بیوگرافی کسانی که آن را تالیف، رونویسی و یا تدریس کرده بودند همراه بود.دومین پیوند و اتحاد میان عقاید وهابی و قوای سعودی از اواخر حکومت عثمانی شروع شد و تا به امروز هم ادامه دارد. دو حادثه مهم در قرن ?? جنبش وهابی را به بزرگترین نیرو در جهان اسلام و ماورای آن تبدیل کرد. یکی از اینها توسعه و تثبیت پادشاهی سعودی بود.در اواخر حکومت امپراتوری عثمانی شیخ عبدالعزیز ابن سعود متولد ???? دوران حکومت ???? تا ???? در جنگ میان دولت عثمانی و نیروهای گسترده بریتانیا در شرق عربستان نقش ماهرانه ای را ایفا کرد.او در دسامبر ???? معاهده ای را با انگلیس امضا کرد که به موجب آن در حین حفظ استقلال خود در صورتی که مورد حمله قرار گیرد کمک مالی و قول همکاری انگلیس را به دست می آورد. پایان جنگ و فروپاشی امپراتوری عثمانی بدانجا منتهی شد که او به تنهایی در مقابل بریتانیا قرار گرفت. او در این توافقات به خوبی موفق شد و توانست قلمرو موروثی خود را در مراحل متوالی گسترش دهد. بالاخره در سال ???? دشمن دیرین خود ابن رشید را در مناطق نجد شمالی شکست داد، سرزمین های او را تسخیر کرد و عنوان سلطان نجد را برای خود برگزید.این مرحله منجر به جنگ سرنوشت سازی برای کنترل حجاز شد. این سرزمین دو شهر مقدس مسلمانان، مکه و مدینه را در برمی گیرد که توسط اعضای خاندان هاشمی که از فرزندان و اسلاف پیامبر بودند برای مدت بیش از هزار سال اداره می شد و در اواخر قرن اخیر تحت حاکمیت امپراتوری عثمانی درآمده بود. از نظر ابن سعود تشکیل خانواده سلطنتی هاشمی در عراق و اردن که ریاست و رهبری آن را شاخه های مختلفی از این خانواده به عهده داشتند به عنوان بخشی از روند بازسازی ایالات عرب حکومت عثمانی سابق بعد از جنگ جهانی اول تهدیدی علیه قلمرو او به شمار می رفت. بعد از سال ها تیرگی روابط، ملک حسین پادشاه حجاز دو مسئله را مستمسک قرار داد: اول اینکه خود را خلیفه خواند و دیگر اینکه از پذیرش زائرین وهابی برای زیارت شهرهای مقدس امتناع کرد.از این رو ابن سعود هم در اقدامی تلافی جویانه در سال ???? به حجاز حمله کرد.جنگ و غلبه سعودی ها موفقیت بزرگی بود. نیروهای آنها ابتدا مکه را تصرف کرده و بعد از آن در ? دسامبر ???? بعد از یک محاصره ?? ماهه مدینه به راحتی تسلیم شد.دو هفته بعد ملک علی که جانشین پدرش حسین شده بود از نایب کنسول انگلیس در جده خواست تا به ابن سعود اطلاع دهد که او به علت دلایل شخصی از حجاز صرف نظر کرده است. این به منزله استعفا تلقی شد و روز بعد نیروهای سعودی وارد جده شدند. حال دیگر راه برای ابن سعود باز بود تا خود را در هشتم ژانویه ???? به عنوان پادشاه حجاز و سلطان نجد و سرزمین های تابعه اعلام کند. حکومت جدید بلافاصله توسط قدرت های اروپایی به رسمیت شناخته شد. به خصوص شوروی در ?? فوریه در پیامی دیپلماتیک به ابن سعود نوشت: «... براساس حق تعیین سرنوشت و آزادی اراده و به نشانه احترام به اراده مردم حجاز به نحوی که در انتخاب خود شما را به عنوان پادشاه معرفی کرده اند....» معاهده ای نیز بین ابن سعود و بریتانیای کبیر مبنی بر به رسمیت شناختن استقلال کامل پادشاهی سعودی در تاریخ ?? مه ???? منعقد شد. برخی دیگر از کشورهای اروپایی نیز چنین کردند.در مقابل به رسمیت شناختن مسلمانان به کندی و با اکراه صورت می گرفت. یک هیات مسلمان هندی از جده بازدید کرد و خواستار آن شد که شاه اداره امور شهرهای مذهبی را به کمیته ای از نمایندگان که از جانب تمامی کشورهای مسلمان منصوب باشند واگذار کند، ابن سعود هیچ پاسخی به این درخواست نداد و هیات اعزامی را از راه دریا به هندوستان بازگرداند. در ژوئن همان سال او کنگره کشورهای اسلامی را در مکه تشکیل داد و از پادشاهان، روسای جمهوری کشورهای مستقل مسلمان و نمایندگان سازمان های اسلامی در کشورهایی که حکومت اسلامی نداشتند دعوت به عمل آورد. ?? نفر از سراسر جهان اسلام در این کنگره شرکت کردند. ابن سعود در سخنرانی خود برای آنان تفهیم کرد که در حال حاضر او فرمانروای حجاز است و تعهد کرد که وظایف خود را به عنوان متولی شهرهای مقدس و محافظ اماکن زیارتی انجام خواهد داد اما اجازه هیچ گونه دخالت خارجی در اجرای این امور را نخواهد داد.در آن زمان این عمل او سخنان مختلفی را از جانب میهمانان در پی داشت. برخی اختلاف عقیده داشتند و رفتند و برخی دیگر پذیرفتند و فرمان جدید را به رسمیت شناختند. آنچه در میان گروه اخیر قابل توجه بود هیات نمایندگی مسلمانان در اتحاد جماهیر شوروی بود که رهبر آنها در گفت وگویی که با آژانس خبری شوروی TASS داشت اعلام کرد که کنگره کشورهای اسلامی ملک ابن سعود را به عنوان متولی اماکن مقدسه به رسمیت شناخته اند. او همچنین درخواست واگذاری بخشی از اردن به پادشاهی حجاز و به طور کلی حمایت از ابن سعود را مطرح کرد. شناسایی از جانب دولت های اسلامی و اکثر کشورهای عربی کمی به درازا کشید. معاهدات دوستی با ایران و ترکیه در سال ????، با عراق در سال ???? و با اردن در سال ???? منعقدشد. الحاق حجاز به دولت سعودی تا امضای توافقنامه مه ???? توسط مصر رسما به رسمیت شناخته نشد.در این میان ابن سعود به سرعت شروع به سازماندهی مجدد و بازسازی پادشاهی وسیع خود کرد و در سپتامبر ???? تشکیل کشور واحد و یکپارچه ای به نام پادشاهی عربستان سعودی را علنا اعلام کرد. سال بعد پسر بزرگ خود سعود را به عنوان وارث تاج و تخت خود تعیین کرد.در همان سال با امضای قراردادی در ? مه ???? بین وزیر دارایی سعودی و نماینده استاندارد اویل کالیفرنیا پیشرفت های مهم و موثری در منطقه دیده شد. امروز سیاست های سعودی و آموزه های وهابی بر یک پایه اقتصادی محکم استوار است.منافع غرب در نفت خاورمیانه به اوایل قرن بیستم بازمی گردد که در اصل توسط شرکت های انگلیسی، آلمانی و فرانسوی اداره می شد. منافع آمریکا در اوایل دهه ???? با افزایش نگرانی درباره کاهش منابع داخلی نفت و ترس از امتیازات انحصار اروپائیان در مورد نفت خاورمیانه آغاز شد. در ابتدا شرکت های آمریکایی به عنوان شریک درجه دو اتحادیه اروپایی وارد بازار نفت خاورمیانه شدند. استاندارد اویل کالیفرنیا اولین شرکت آمریکایی بود که تعهدات مهمی را در زمینه اکتشافات نفتی به عهده گرفته بود. استاندارد اویل نهایتا بعد از تلاش های بی نتیجه در کشورهای حوزه خلیج فارس به سعودی ها روی آورد و در سال ???? اجازه انجام اکتشافات زمین شناسی در ایالات شرقی را از آنان درخواست کرد. ملک ابن سعود در ابتدا این درخواست را رد کرد اما بعدها طی مذاکراتی که در قرارداد ???? به اوج خود رسیده بود آن را پذیرفت. بدون شک یکی از عواملی که منجر به تغییر نظر پادشاه شد بحرانی بود که از سال ???? آغاز شد و موجب زوال گسترده اموال و دارایی های پادشاهی عربستان شده بود.کمتر از ? ماه بعد از امضای قرارداد، اولین گروه زمین شناسان آمریکایی وارد مناطق شرقی عربستان شدند. در پایان سال عملیات اکتشافی به خوبی پایه ریزی شد و از سال بعد گروه های آمریکایی شروع به استخراج و صدور نفت کردند. روند توسعه و پیشرفت به دلیل جنگ جهانی دوم دچار وقفه شد اما بعد از خاتمه جنگ ادامه یافت: شاید برخی علایم و شاخص های توسعه را بتوان در قالب تعداد میلیون ها بشکه ای که در عربستان استخراج شده مورد بررسی قرار داد: ??? و ???? ???? و ???? ???? و ???? ????? و ????
جریان خارجی صدور نفت و متقابلا جریان داخلی ورود ثروت تغییرات وسیعی را در پادشاهی عربستان سعودی، در ساختار داخلی و روش زندگی آن و در نقش تاثیر خارجی آن در کشورهای مصرف کننده نفت و بسیار قوی تر در جهان اسلام منجر شد. مهم ترین تغییر در تاثیر وهابی گری و نقش مبلغین آن رخ داد. اما حالا وهابی گری از عقاید رسمی و مورد تایید
با نفوذ ترین حکومت در جهان اسلام به شمار می رفت. حکومتی که متولی دو مکان مقدس اسلامی و میزبان مراسم زیارتی سالیانه ای است که میلیون ها مسلمان را از سرتاسر جهان اسلام برای شرکت در مراسم و تشریفات مذهبی به سوی خود می کشاند. در همین زمان واعظان وهابی منابع مالی گسترده ای را در اختیار داشتند که از آن برای ترویج و گسترش تفاسیر خود از اسلام استفاده می کردند. حتی در کشورهای غربی در اروپا و آمریکا که از نظام آموزشی خوبی برخوردارند مراکز وهابی تنها مرکز آموزش عقاید اسلامی هستند که در دسترس تازه مسلمانان و والدین مسلمانی که آرزو دارند اصول بنیادین دین موروثی خود و آداب و رسوم فرهنگی آن را به فرزندان خود بیاموزند قرار دارند.این تعالیم و آموزه ها در مدارس خصوصی، سمینارهای مذهبی، مساجد، اردوگاه های تفریحی و اکثرا در زندان ها میسر و مهیا می شد. در عرف سنتی اسلام اصطلاح «مدرسه» به معنای مرکزی برای آموزش عالی، دانش پژوهی، تدریس و تحقیق به شمار می رفت. مدارس کلاسیک اسلامی پایه و از بسیاری از جهات نمونه ای از دانشگاه های بزرگ اروپا در قرون وسطی بودند. دولت آلمان عموما هیچ نظارتی بر آموزش های مذهبی گروه های اقلیت ندارد.درعوض دولت ترکیه کاملا مراقب چنین مسائلی است. در اروپا و آمریکا به علت بی میلی دولت به درگیر کردن خود با مسائل مذهبی، تدریس اسلام در مدارس و سایر اماکن عموما و به طور کلی تحت نظارت حکومت نیست. این موقعیت به شدت مورد توجه ثروتمندان و مومنان و آزاداندیشان قرار گرفت.

 



بر عمر لعنت







محمد علی عبدالحیدر ::: دوشنبه 89/4/21::: ساعت 2:17 عصر


شما مشاهده خواهید که کرد که چقدر فتوای وهابی ها با فتوای مسلمانان (شیعه و سنی)فرق می کند.


به یاد داشته باشید که اگر چند نفر از شیر یک گوسفند استفاده کنند خواهر و برادر رضاعی می شوند و داستان محرمیّت و حرمت ازدواج دامنگیرشان خواهد شد.
شاید در آغاز از شنیدن و خواندن این مطلب تعجّب کنید و به دنبال گوینده و صاحب این فتوا باشید، و او را شخصی مجهول و بی اطلاع از احکام و دستورات شرع به نامید.
ولی وقتی که گوینده این سخن شخصی مانند محمّد بن إسماعیل بخاری صاحب و نویسنده کتاب صحیح باشد تعجّب شما بیشتر و بیشتر خواهد شد.
این فتوا را سرخسی در کتاب مبسوط از قول بخاری نقل کرده و خودش به جنگ وی رفته و می گوید: اگر دو پسر بچّه ازگوسفند و یا گاوی همزمان شیر به خورند حرمت رضاع و شیر خوارگی محقّق نخواهد شد، زیرا در رضاع و شیرخوارگی نسب شرط است و بین انسان و حیوان نسبتی وجود ندارد.
بنا بر این خوردن شیر حیوان موجب تحقّق رضاع و حرمت چیزی نخواهد شد.
سپس می گوید: همین فتوا سبب اخراج و تبعید بخاری از بخا را شد. 
اندکی تأمّل
آیا می دانید وجود اینگونه سخنان و فتواها از فردی سر شناس و معروف و صاحب صحیصترین کتاب فقهی و روایی چه ضربه های سهمگینی بر پیکره اعتقادی مسلمانان وارد می کند؟
آیا فتواهایی از این قبیل موجب تمسخر و جسارت دشمنان و کج اندیشان نسبت به دین و قرآن و شریعت و صاحب شریعت نمی شود؟
آقایان سلفیها و یا همان وهّابیهای خشن چهره و خشونت طلب پاسخ دهند که: آیا تا کنون اینگونه سخنان و فتواها را دیده و چاره ای برای آن اندیشیده اند؟
 متن عربی


لبن البهیمة ینشر الحرمة ویوجب الأخوة
 وأفتی محمد بن إسماعیل البخاری صاحب الصحیح بأن لبن البهیمة ینشر الحرمة ، فلو شرب اثنان أو أکثر من لبن شاة واحدة صاروا إخوة أو أخوات من الرضاعة.
قال السرخسی فی المبسوط : ولو أن صبیین شربا من لبن شاة أو بقرة لم تثبت به حرمة الرضاع ، لأن الرضاع معتبر بالنسب ، وکما لا یتحقق النسب بین آدمی وبین البهائم فکذلک لا تثبت حرمة الرضاع بشرب لبن البهائم.
وکان محمد بن إسماعیل البخاری صاحب التاریخ رضی الله عنه یقول : تثبت الحرمة .
هذه المسألة کانت سبب إخراجه من بخارا ، فإنه قدم بخارا فی زمن أبی حفص الکبیر رحمه الله ، وجعل یفتی فنهاه أبو حفص رحمه الله ، وقال : لست بأهل له .
فلم ینته ، حتی سئل عن هذه المسألة فأفتی بالحرمة ، فاجتمع الناس وأخرجوه. المبسوط 30 / 297 ، 1 / 139 .


 


بر عمر لعنت


محمد علی عبدالحیدر ::: دوشنبه 89/4/21::: ساعت 2:17 عصر


بسم رب الحیدر


 


در این چند سال اخیر یک اسم خیلی سر زبان ها افتاد و بقول معروف مشهور شد و او کسی نبود جز عبدالمالک ریگی کسی که براحتی آدم میکشد و به همان راحتی کشتن آدم ها را تکذیب میکند و اما او که بود و الان چه میکند ؟


نکته : بدلایل امنیتی از درج بعضی اسامی اشخاص و اماکن معذورم .


عبدالمالک ریگی در خانواده ای بدنیا آمد که بر خلاف خودش ! بسیار با شرف و مومن بودند . پدرش بعنوان سرایدار یک شرکت ساختمانی در زاهدان کارمیکرد و با همان حقوق اندک خرج خانواده پرجمعیتش را میداد. او ( پدرش ) دارای دو زن و ? فرزند بود که ? پسر و ? دختر را سرپرستی میکرد . عبدالمالک فرزند چهارم خانواده بود و پدرش علاقه زیادی به پیشرفت و تحصیل او داشت چون دو برادر دیگرش از تحصیل بازمانده بودند و اکنون پدر امیدوار بود که او حداقل برای خودش کسی بشود . بهرحال دوران ابتدایی و راهنمایی را در یکی از مدارس زاهدان واقع در خیابان خیام گذراند و در همانجا بود که با یکی دو نفر از دوستان که اتفاقا از طایفه خودش بودند آشنا شد و مقدمات لازم برای فرار از درس و مدرسه فراهم گردید . البته یکی دو مورد سرقت کوچک از مثلا" بقالی محل و شکستن شیشه ماشین یکی از مسئولین مدرسه و غیره باعث شد که او با کسب کمترین معدل از مدرسه اخراج بشود و رویاهای پدر را نقش بر آب کند . در ایامی که ترک تحصیل کرد با همان دوستان مدرسه ای که اکنون آنها هم ترک تحصیل کرده اند به خرید و فروش سی دی و پاسور و اجناسی از این قبیل روی آوردند و از طریق مرز میرجاوه اقدام به خرید این اجناس و فروش در چهارراه رسولی زاهدان نمودند . پس از اینکه عبدالمالک به سن نوجوانی رسید و اندک درآمد پدر و حتی درآمد حاصل از فروش سی دی کفاف خرجی او را نداد ، اقدام به خرید و فروش مشروبات الکلی به مقدار عمده نمود و اتفاقا" درآمد خوبی  نصیبش شد و به همین خاطر در اینکار فعالیتش را بیشتر کرد تا اینکه توسط نیروی انتظامی شناسایی شد و تحت تعقیب قرار گرفت اما بصورت پنهان کارش را ادامه میداد. در یکی از روزهای زمستان ???? یکی از شرکای عبدالمالک بنام ناصر ریگی نقشه سرقت از انبارهای پارچه موجود در چهارراه رسولی زاهدان را مطرح و با دوستانش در میان گذاشت که مورد موافقت آنها نیز واقع شد و در اولین سرقت ! توسط مامورین آگاهی زاهدان دستگیر و برای بازجویی در اختیار این اداره قرار گرفت که آن زمان مسئولیت بازجویی از آنها به عهده شهید سرهنگ حمید کاوه گذاشته شد و توسط این شهید ، گوشمالی خوبی به عبدالمالک و دوستانش داده شد ( و همینجا بود که کینه شهید کاوه به دل این گروه نقش بست و بعدها در حالی که سرهنگ کاوه بازنشسته شده بود او را گروگان گرفتند و به شهادت رساندنش) گروه ? نفری عبدالمالک در حالی که دیگر سابقه دار شده بودند راهی کشور پاکستان شدند ( شهر کویته واقع در ایالت بلوچستان ) و در آنجا در یک مدرسه دینی مشغول فراگیری علوم مذهبی ! شدند که از بد ماجرا این مدرسه محل ترویج وهابیت و پایگاه اصلی طالبان و القاعده بود و عبدالمالک در یک گروه به اصطلاح جماعت تبلیغی عازم روستاها و شهرهای مرزی شد و به تبلیغ مشغول شدند.در همان ایام یکی از اشرار معروف منطقه ایرانشهر بنام مولا بخش درخشان به او ماموریت ویژه ای داد و او مامور شد که در میان دانشجویان بلوچ که در دانشگاههای پاکستان تحصیل میکردند نفوذ کند و از آنها که تحصیل کرده و با سواد هستند برای مبارزه ایدئولوژیک با حکومت ایران استفاده کند که خوشبختانه در مدت ? ماه فعالیتش در میان این دانشجویان نتوانست حتی یک نفر از آنان را اغفال کند . پس از اینکه تیرشان به سنگ خورد تصمیم گرفتند که اقدام به آدم ربایی و اخاذی  از انها نمایند و چند نفر از سرمایه داران زاهدان را پس از اینکه گروگان گرفتند و به پاکستان منتقل کرده تحویل ملا کمال صلاح زهی از اشرار معروف دادند و در قبال این کار مبلغی بعنوان پاداش گرفتند. با گذشت چند ماه از شروع این اقدامات ، تصمیم گرفته شد تا گروگان ها در اختیار خودشان باشد تا بلکه پول بیشتری را کسب کنند و بازهم اینکار را ادامه دادند. دیگر این گروه چهار نفره حسابی پولدار شدند و از لحاظ تجهیزات و اسلحه و خودرو خودشان را تقویت کردند و چند نفری را هم بر تعدادشان افزودند و مقرر بر این شد که در زمان خطر و مواجهه با مامورین اقدام به مقاومت مسلحانه نمایند و در میان گروههای شرور ساکن پاکستان انگشت نما شدند و بیشتر این گروهها خواهان همکاری و فعالیت با آنها بودند.در یکی از روزها که قرار بود آقای ر - ا  یکی از تجار زاهدانی را گروگان بگیرند بطور اتفاقی متوجه شدند که سرهنگ حمید کاوه که اکنون دیگر بازنشسته شده با وی در امور بازرگانی همکاری میکند و کینه های قبلی که از او در دل عبدالمالک مانده بود آنان را مجبور کرد که بجای شخص اصلی ، او را گروگان بگیرند و اینکار را هم انجام دادند و شهید سرهنگ حمید کاوه بمدت چند ماه توسط این گروه در کوههای مرزی نگهداری شد و پس از اینکه با شکنجه های فراوان از او فیلم سراسر دروغی را تهیه و توزیع کردند مظلومانه او را بشهادت رساندند .پس از آن زمانی که یک نفر از افراد جندالله و عبدالمالک برای تهیه غذا و آذوقه به یکی از بخشهای سراوان مراجعه میکند ، توسط گروهبان شهید نامجو رئیس پاسگاه مرزی گدار ناهوک سراوان دستگیر و تحویل مقامات قضایی میشود و عبدالمالک برای انتقام، شبانه به پاسگاه حمله میکند و هشت نفر سرباز به همراه شهید نامجو را گروگان میگیرد و پس از اخاذی از مسئولان ، سربازان را آزاد و نامجو را بشهادت میرساند. با ادامه این جنایات و چشیدن مزه آدمکشی توسط گروهک جندالله ، از آنجایی که در زمان تحصیل در مدرسه دینی پاکستان توسط اساتیدی با نگرش طالبانیسمی آموزش دیده بود و نفرت از تشیع در او شعله ور شده بود تصمیم به کشتار شیعیان میگیرد و برای همین، اقدام به مسدود نمودن جاده زابل به زاهدان در منطقه تاسوکی میکند و تعداد زیادی از مردم بیگناه و محبان اهلبیت را در جلوی چشم همسر و فرزندان بشهادت میرساند که با توزیع فیلم آن کشتار در سطح شهر ماهیت کثیف خود را بیش از پیش نمایان ساخت و قرار این گروه این بود که پس از فاجعه تاسوکی در دیگر شهرهای استان نیز اقدام به کشتار شیعیان بکند که با یک اتفاق ساده برنامه کاری آنها تغییر اساسی کرد. و اما چرا اینگونه شد :


در روزی که جندالله اقدام به کشتار شیعیان در تاسوکی نمود ، بصورت کاملا" اتفاقی تعداد زیادی از مسئولین منجمله استاندار و فرماندار در همان مسیر بودند که خودروی حامل استاندار برای رسیدن به جلسه ای در زاهدان با سرعت و درست چند دقیقه قبل از بستن جاده از آنجا عبور میکند ولی متاسفانه فرماندار در میان مردم بود اما شناسایی نشد و بعد از اینکه این فاجعه انجام شد و روز بعد روزنامه ها و خبرگزاریهای ما اقدام به انتشار این خبر با عنوان حمله به کاروان مسئولان در تاسوکی نمودند، تازه عبدالمالک متوجه شد که عجب کلاهی به سرش رفته و طعمه های به این خوبی از چنگش گریخته اند. اما در یک چرخش ??? درجه ای اعلام کرد که ما از قبل مطلع بودیم که مسئولان قصد گذر از این مسیر را دارند و باقی اکاذیب . و درست در همان ایام سایت روز آنلاین توسط خانم مریم کاشانی یک مصاحبه تلفنی با عبدالمالک انجام داد و در سایت درج نمود و همینجا بود که عبدالمالک احساس کرد که به آرزویش رسیده و آرزویش معروف و مشهور شدن و مصاحبه با خبرنگاران مختلف بود که او احساس میکرد به ارزویش دست یافته. و با همین یک مصاحبه کوچک و با اشتباه بزرگ رسانه ها  و روزنامه های کشور در بزرگ کردن هویت جندالله و عبدالمالک ،دیگر او مصمم بود که با کارش ادامه بدهد اما روز بروز بر تعداد مصاحبه ها اضافه میشد و او لذت بیشتری میبرد . اما هدفش معلوم بود: کشتار شیعیان با اولویت سیستانیها و مثلا طرفداری از بلوچها !!!! تا اینکه تعدادی از گروههای اپوزوسیون خارج نشین که دنبال عروسکی برای گرداندن میگشتند به عبدالمالک روی آوردند و او را کاملا از لحاظ فکری شستشو دادند و راههایی را که احتمال موفقیت در آن بود را به او نشان دادند و بهترین حربه برای گول زدن مردم ایران و جهان این بود که مبارزه او را برای آزادی و برقراری دموکراسی در ایران ! جلوه بدهند و اولین اقدام تغییر نام جندالله بود چرا که پسوند اسم الله برای غیر مسلمانان چندان خوشایند نبود و آنان را به یاد گروههایی مثل القاعده و طالبان می انداخت که با نام الله سر میبرند. و به همین خاطر اسم گروه را به  جنبش مقاومت ملی ایران تغییر دادند. و به خیال خام خود مبارزه را از بلوچستان به کل ایران گسترش دادند تا شاید محبوبیتی در میان مخالفین ایرانی پیدا کنند.......



 


بر عمر لعنت



محمد علی عبدالحیدر ::: دوشنبه 89/4/21::: ساعت 2:17 عصر


بسم رب الحیدر


هنرمندان سعودی و رسوایی وهابیت


 


این "افشاگری هنری" عرصه را بر وهابیت تنگ کرده است، البته نه در عمل، بلکه در تعبیر از باطنشان. و حال، اگر از سوی هیئت امر به معروف و نهی از منکر آل سعود، آزادی و امنیت بیشتری بدست آورند، چه چیزها که از جامعه وهابیت دیده نخواهد شد؟!!!     


 


هنرمندان سعودی و   رسوایی وهابیت


  20/01/2008میلادی


 به قلم سامی جواد کاظم


 هر چه تلاش می کنم خود را از فضای وهابیت و مخلّفاتش در جامعه دور نگه دارم، باز، روحم بیشتر به دنبال رخدادهای جدید عصر وهابیت کشیده می شود، ولی این رخدادها و اقرارها، از زبان پیروان خودشان است، نه از جانب مخالفان، زیرا "اگر انتقاد از سوی منکر وهابیت باشد ردّ آن آسانتر است"...



می گویند کار از کار گذشته و پیمانه لبریز شده، و امروز، دیگر کار به جایی رسیده که شهروندان جامعه خودشان نیز، شروع به انتقاد از پیروان این افکار ضالّه نموده اند. در حالی که قبلاً آن (تفکرات وهابیت) را عامل رهایی دهنده شان از مشکلات فرهنگی و تمدنی جامعه می دانستند! اما اکنون می بینند که بیشتر و بیشتر، در ورطه گمراهی و رذالت تباه شده اند.



چنانکه کارگردان سعودی به نام حسن عسیری، با کارهای هنری خود، به این واقعیت اعتراف می کند. یکی از کارهای وی سریال برادران موسی است که نکات منفی غیر قابل کتمانی از وهابیت را نشان می دهد و برای همین بعضی از شبکه های ماهواره ای متموّل وهابیت، تلاش زیادی کردند تا قسمتهایی از آن را حذف کنند...



حسن عسیری در سریال برادارن موسی تلاش کرده تا تصاویر متعدد و مکرّری از مسائل اجتماعی که در جامعه سعودی از حساسیت بالایی برخوردار است، مثل لواط و ناهنجاری جنسی و هتک ناموس و از هم پاشیدگی خانوادگی و آدم ربایی را با کمال صداقت و امانت در فیلم خود نمایش دهد.



" با وجود این واقعیات، آل سعود، به کدامین افکار وهابیت افتخار میکند!؟ "



حسن عسیری، بعد از سانسور اجباری! بعضی از صحنه های داغ (مقصود صحنه هایی است که از واقعیت وهابیت پرده بر می دارد) از سریال خود، اکنون به مونتاژ دوباره آن مشغول است!!! زیرا این شبکه های ماهواره ای، آن صحنه های افشا کننده را دوست نداشتند و منع کرده بودند... اما العسیری با شهامتی مثال زدنی سریال جنجالی دیگری را با نام زنجیرها ساخت که در شبکه MBC پخش شد. این سریال، در آغاز سال 2007 آراء و نظرات مثبت زیادی را کسب نمود.



عسیری در دفاع از کارهای خود می گوید: من فقط به طرح مسائل مهمی که زندگی اجتماعی (عربستان) در گیر با آن است، می پردازم و تلاش می کنم با کارهای هنری خود واقعیت زندگی جامعه سعودی را آشکار نمایم. وی همچنین به این نکته اشاره کرد که در سریال برادران موسی بازیگران بزرگی همچون هیفاء حسین و عبد الناصر الزایر و لمیاء طارق و عبیر احمد نقش آفرینی کرده اند.


 


گفتنی است این "افشاگری هنری" عرصه را بر وهابیت تنگ کرده است، البته نه در عمل، بلکه در تعبیر از باطنشان. و حال، اگر از سوی هیئت امر به معروف و نهی از منکر آل سعود، آزادی و امنیت بیشتری بدست آورند، چه چیزها که از جامعه وهابیت دیده نخواهد شد؟!!!



بر عمر لعنت



محمد علی عبدالحیدر ::: دوشنبه 89/4/21::: ساعت 2:17 عصر


بسم رب الحیدر


 


عده ای از انان ساختمان و گنبد و گلدسته درست کردن روی قبر را شرک و کفر می دانند و می گویند:بنا و گنبد به منزله بت است که در زمان جاهلیت وجود داشته و حالا اسم ان را تغییر داده اند و تغییر نام، بت را از بت بودن و بت پرستی خارج نمی کند و همان گونه که مردم جاهلیت بت ها را عبادت می کردند،بناها  و مشاهد نیز عبادت می شوند بلکه شرک این ها اعظم از   بت ها  است و باید ساختمان ها و تمام مشاهد و گنبد و گلدسته ها تخریب و نابود شود.(کشف الارتیاب صنعانی ص 286 و زادالمعاد ابن قیم ص 661)


بر اساس همین دید و عقیده در سال 1343 قبور بزرگان اسلام را در حجاز تخریب کردند و روز هشتم شوال قبور ائمه بقیع و سایر اماکن مقدسه را منهدم نمودند.


بن باز مفتی پیشین اهل تسنن عربستان سعودی گفته است:بنا و ساختمان و گنبد بالای قبور از اسباب شرک است و سبب غلو نسبت به اهل قبور می باشد و یهود و نصاری چنین کاری کرده اند.(تحفه الاخوان بن باز    ص 15)


ولی ما شیعیان و بلکه همه مسلمانان بجز گروهی خاص می گوییم:


اولا اگر حرف این عده صحیح باشد از زمانی که رسول الله را در حجره وی دفن کردند تا زمان حاضر همه مسلمانان و حتی خود آن گروه که آن حضرت و ابوبکر و عمر را زیارت کرده اند عموما مشرک وکافر بوده و هستند،همه انها نسبت به رسول الله و ابوبکر و عمر غلو کرده اند چون از وقتی که رسول الله را دفن کردند حجره طاهره و بنا وجود داشته است حجره حضرت زهرا (س) وجود داشته و زیارت انها عبادت بت و عبادت بت ساختمان بوده است نمازهایی که به سمت قبور رسول الله و ابوبکر وعمر و بنا بر قولی حضرت زهرا خوانده شده و می شود همه این ها حرام و برخلاف دستور رسول الله و شرک و کفر است.


خلاصه این که اگر قرار است ساختمان روی قبر به منزله بت باشد و ساختمان عبادت می شود فرقی بین قبور بقیع و احد و مسجد النبی نیست اگر نماز خواندن به سمت قبور نهی شده است فرقی بین قبور بقیع و احد و    مسجد النبی نیست،اگر مشاهد و گنبد ائمه علیه السلام العیاذ بالله بت هستند و اگر ساختمان روی قبور سبب غلو نسبت به اهل قبور است فرقی بین قبور بقیع و مشاهد ائمه علیهم السلام و قبور مسجد النبی و ساختمان و گنبدهای متعدد مسجد النبی نیست .البته معلوم نیست مقصود بن باز از غلو چیست؟


 


 



بر عمر لعنت



محمد علی عبدالحیدر ::: دوشنبه 89/4/21::: ساعت 2:17 عصر

   1   2   3   4      >

>> بازدیدهای وبلاگ <<
بازدید امروز: 36
بازدید دیروز: 99
کل بازدید :77988
 
 > >>اوقات شرعی <<
 
>> درباره خودم<<
محمد علی عبدالحیدر
بسم رب الحیدر احتراما به استحضار کلیه بینندگان می رساند که این پایگاه وقف حضرت زهرا(س) می باشد و این پایگاه می کوشد تا با فضل خداوند رحمان و عنایات حضرت ولی عصر (روحی فداه) با ارائه مطالب مستند بتواند خاری در چشم دشمنان دین مبین اسلام و مذهب شیعه اثنی عشری (وهابیت) باشد. انشاء الله سایت شماره (2) موسسه ضد وهابیت : www.lb310.blogfa.com
 
>>فهرست موضوعی یادداشت ها<<<
شیعه[5] . عایشه[5] . ملعونه[4] . حضرت زهرا(س)[4] . وهابیت کثیف[3] . امیرالمومنین علی(ع)[2] . امیرالمومنین علی ابن ابی طالب(ع)[2] . امیرالمومنین علی (ع)[2] . خلفای غاصبین[2] . دشمن امیرالمومنین(ع)[2] . عمربن خطاب[2] . کتاب خلفای غاصبین[2] . ولایت حضرت امیر . ولایت امیرالمومنین علی ابن ابیطالب(ع) . موسسه ضد وهابیت مباهله . ملعون ها . محمد علی عبدالحیدر . مباهله . کتاب موبایل خلفای غاصبین . کتاب الکترونیک خلفای غاصبین . کتاب الکترونیک . فرقه ضاله . عیدالزهرا . عید مبارک غدیر . عمر و ابوبکر در قرآن کریم . عمر کشون . عمر بن خطاب . طلحه و عایشه . داغ شیعه . شهادت حضرت محسن(ع) . شهادت حضرت محسن بن علی (ع) . شهادت حضرت محسن . شهادت حضرت زهرا(س) . شبهه . سوره تحریم . سقیفه . رابطه خلفای غاصبین با گوساله سامری . دشمن حضرت زهرا(س) . دشمن حضرت زهرا (س) . خطابه غدیر . حفصه . حضرت فاطمه زهرا (س) . حرامزاده دومی . جامع ترین کتاب در مورد خلفای غاصبین . پیامبر اکرم . بهانه خلقت حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا(س) . بهانه خلقت حضرت زهرا(س) . امام حسن (ع) . اسلام . ابوبکربن ابی قحافه .
 
 
>>صفحات اختصاصی<<
 
>>لوگوی دوستان<<
 
 
>>موسیقی وبلاگ<<
 
>>اشتراک در خبرنامه<<
 
 
>>طراح قالب<<